یکشنبه، دی ۰۲، ۱۳۸۶

دستکش هایی برای تمام فصول
...بازي ذوب‌آهن و استقلال در قالب جام حذفي به پايان رسيد. استقلال برنده شد و به دور بعد صعود كرد ولي
ولي اين بازي فقط به معناي راه‌يابي استقلال به مرحله بعد نبود
در اين بازي مي‌شد صداي يك فرياد را شنيد
Image and video hosting by TinyPic
اين منم ........ وحيد طالبلوهمان وحيدي كه در ليگ پنجم و در بازي برگشت با سپاهان، پنالتي دقايق آخر بازي رسول خطيبي را دفع كردم و تيمم دو بر يك برنده شد و در نهايت قهرمان ...همان وحيدي كه قرمزها را در دربي برگشت ليگ ششم در برابر يك استقلال بحران‌زده ناكام گذاشت ....همان وحيدي كه به پيشنهاد اغواكننده قرمزها پشت كرد
هواداران بعد از بازي با نفت آبادان خطاب به فيروز اسم وحيد را صدا زدند چون وحيد خود را گم‌شده مي‌پنداشتند. فيروز و هواداران چه خوب مي‌دانستند كه وحيد اين‌گونه خود را مي‌يابد. بگذار آن كارشناس اين كار را تحقير بنامد ولي ما مي‌دانستيم كه فلسفه آن چيزي بود كه در بازي امروز به آن رسيديم.
وحيد عزيز
مي‌خواهيم ثابت كني كه دروازه‌باني تيم ملي حق تو بوده.
مي‌خواهيم ثابت كني كه اگر در همان يكي دو بازي تيم ملي كه نوبت به تو رسيد و تو ندرخشيدي به دليل اين بوده كه قبلي‌ها به تو فرصت درخشيدن ندادند
مي‌خواهيم اين بار تو را نود دقيقه درون دروازه ببينيم و نه اينكه فقط براي دفع پنالتي‌ها تعويض شوي و خوب هم مي‌دانيم كه قدرتش را داري و اين را به ما ثابت كرده‌اي
در بازی با ذوب آهن وحيد يك دروازه‌بان نبود. يك ((تيم)) بود
آرین اسپرت

جمعه، آذر ۲۳، ۱۳۸۶

دست بزنید...هورا بکشید... برای این تیم
یه نیم قصل گذشت و با یک بازی بیشتر از چنتا تیم رده 8 جدول وایسادیم
یه نیم فصل گذشت و به اندازه چند فصل توی ورزشگاه آزادی باختیم و مساوی کردیم
یه نیم فصل گذشت و به اندازه چند فصل گل خوردیم
یه نیم فصل گذشت و به اندازه چند فصل حاشیه دورو بر تیم هست
یه نیم فصل گذشت و کلی تو آزادی تخقیر شدیم
یه نیم فصل گذشت و توی آزادی گل خوردیم و باختم گل زدیم و فقط مساوی شدیم
یه نیم فصل گذشت و فقط 2 تا بازی از 10 بازی توی آزادی رو بردیم 4 تا بار باختیم و 4 بار مساوی
یه نیم فصل گذشت تا با 23 گل خورده یکی از ضعیف ترین خطوط دفاعی لیگ و داشته باشیم
یه نیم فصل گذشت و 100هزار تماشاگر شدن 10-20 هزارتا
یه نیم فصل گذشت ولی از بازی سوم - چهارم معلوم بود این فصل , فصل ما نیست
یه نیم فصل گذشت تا یه نیم فصل فاجعه بار و بگزرونیم
یه نیم فصل گذشت تابگیم خدا نیم فصل دوم و به خیر بگزرونه
با همه این حرفا حق این تیم اینی که الان هست نیست انصافا بدشانسی هم داشتن
....به حر حال
تا دنیا دنیاست اس اس ماله ماست


Image and video hosting by TinyPic

جمعه، آذر ۱۶، ۱۳۸۶

Image and video hosting by TinyPic
یه روز یه مرد پولداری کنار ساحل قدم می زده
میبینه یه مرد ۳۷-۳۸ ساله هر روز صبح با قایق چوبی کوچیکش میره
و ۴ تا ماهی میگیره ۲ تا واسه نهار ۲ تا واسه شام
دوباره فردا و فردا های دیگه کارش همین بوده
مرد پولداره یکی از این روزا که آقاهه از ماهی گرفتن برگشه بود
می ره جلو و بهش میگه :
چرا روزا که میری ماهی گیری عوض ۴ تا ۱۰ تا ماهی نمیگیری
آقاهه میگه : که چی بشه !!
بهش میگه ۶ تا باقی مونده رو برو بازار بفروش
آقاهه میگه : که چی بشه !!
میگه خوب کم کم پس اندازات زیاد میشه میتونی یه تور ماهی گیری بگیری
آقاه میگه : که چی بشه !!
میگه خوب میتونی ماهی بیشتری بگیری این قایق رو عوضش کنی
آقاه میگه : که چی بشه !!
میگه اون موقع می تونی برو تا ته اقیانوس ماهی های بهتری بگیری
و اون ماهی ها رو ببری به شهر و سود بیشتری داشته باشی
آقاه میگه : که چی بشه !!
میگه کم کم وضع مالیت خوب میشه یه کارخانه کنسرو سازی
میخری سود مالی زیادی پیدا میکنی
کم کم مردم میاند سهام شرکتتو میخرن
تو میشی یکی از بزرگترین سرمایه دارهای این شهر
آقاهه میگه : که چی بشه !!
میگه اون وقت میتونی با خیال راحت بری تو یکی از همین جزیره ها
یه کلبه کوچیک یه قایق خوشگل بخری و . . . .
اون وقت آقاهه می گه من الان اون جام
چرا این قدر به خودم زحمت بدم

ما الان اون جای هستیم که شاید روزی به سختی به دستش بیاریم


Image and video hosting by TinyPic

آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد:

استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟

فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم:

جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.

پروفسور محمود حسابي

چهارشنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۶

Image and video hosting by TinyPic

آن گاه كه درهاى آسمان گشوده شد و پرتوى از نور رخشان امامت بر زمين تابيد، مژده اى شادي بخش، دلهاى زمينيان را فراگرفت وتاريكناى سلطه گرى وهواپرستى، با زايش رهبرى ربّانى ورهاننده، به رسوايى افتاد
يازدهم ذى القعده سال 148 هجرى كه امام رئوف ما زاده شد، وعلى بن موسى الرضا عليه السلام به عنوان سرچشمه اى از نيكى ومهربانى وهدايت رخ نمود، پناهگاهى پديد آمد كه خدا پرستان را در خود گرد آورد
زاد روز آن رهبر هشتمين بر شيفتگان حضرتش خجسته باد

دوشنبه، آبان ۲۸، ۱۳۸۶

مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته ‌باشید
~~~~~~~~
انقلاب ستمدیدگان را آزاد نمی کند تنها استثمارگران را عوض می کند
~~~~~~~~
آدمهای کمی هستند که بتوانند سالی یک یا دوبار فکر کنند. من در واقع برای خودم یک رکورد جهانی کسب کرده ام که می توانم هفته ای یک یا دو بار فکر کنم.
~~~~~~~~
عشق، خطاي فاحش فرد در تمايز يک آدم معمولي از بقيه‌ي آدم هاي معمولي است
~~~~~~~~
مدتها پيش آموختم که نبايد با خوک کشتي گرفت، خيلي کثيف مي شوي ولي مهمتر از آن، خوک از اين کار لذت مي برد
~~~~~~~~
آنچه را كه دوست داريد به خيال مى آوريد آرزوى چيزى كه در خيالتان وجود دارد را مى كنيد و سرانجام چيزى كه آرزويش را داريد خلق می كنيد. تخيل آغاز خلق است
~~~~~~~~
تمام حقایق بزرگ در ابتدا توهین به مقدسات تلقی می‌شوند
~~~~~~~~
آدم منطقى خودش را با شرايط وفق مى دهداما آدم غيرمنطقى شرايط پيرامونش را با خودش هماهنگ مى كند كل پيشرفت بشر بسته به
آدم هاى غيرمنطقى است
~~~~~~~~
سلام
اون جملات قشنگی که اون بالا خوندین جملات قصار
جناب آقای جرج برنارد شاو فیلم نامه نویس بزگ جهان هست
Image and video hosting by TinyPic
ایشون ایرلندی بودند و در سال 1856 در دوبلين مركز ايرلند متولد شدند
مدتي به دلالي و روزنامه نگاري پرداخت و زماني نيز عضو گروه‌هاي سياسي بود،
تا آخرالامر به نمايشنامه نويسي روي آورد ،
‌ در 1925 به دريافت جايزه ادبي نائل آمد
ایشون در سال 1950 در سن 94 سالگی مردند
خوب اینایی که گفتم یه خلاصه ای از زندگی اون بنده خدا بود
اینهایی هم که میخوام بگم آثار ایشون هست

نمايشنامه سرباز شكلاتي وي معروف است ساير آثار او
عبارتند از:‌
كسب و كار خانم وارن – سلاح‌ها و انسان‌ها – بشر و فوق بشر – كانديدا –
ژاندراك – پيگماليون – سزار و كلئوپاترا – ماژور باربارا – سنت جان
.
این جناب جرج یه صحبت جالب در پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد(ص) دارند
او در رابطه با شخصیت والای پیامبر بزرگ اسلام چنین میگوید: «من همیشه نسبت به دین محمد(ص) بواسطۀ خاصیت زنده بودن شگفت آورش نهایت احترام را داشته ام، به نظر من اسلام تنها دینی است كه دارای آنچنان خاصیتی است كه می تواند تغییرات گوناگون را به خود جذب كند و خود را با اشكال و صور هر عصر منطبق سازد. من دربارۀ دین حضرت محمد(ص) چنین پیش بینی كرده ام كه كیش او برای فردای اروپا قابل قبول خواهد بود. همان طوری كه در اروپای امروز هم پذیرش آن آغاز شده است. من معتقدم كه اگر مردی مانند پیامبر اسلام فرمانروایی مطلق جهان عصر جدید را احراز كند طوری در حل مسائل و مشكلات جهان توفیق خواهد یافت كه صلح و سعادتی را كه بشر بشدت احتیاج دارد برای او تأمین خواهد كرد

سه‌شنبه، آبان ۲۲، ۱۳۸۶

...آدمک
...آدمک آخر دنیاست بخند
...آدمک مرگ همینجاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
...شوخی کاغدی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی
...کل این دنیا سراب است بخند
آن خدایی که بزگش خواندی
...به خدا مثل تو تنهاست بخند


Image and video hosting by TinyPic

یه صحبت خودمونی با خدا

!...جالب هست

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم

:گفتی
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.



گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم


:گفتی

.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن



(اعراف/۲۰۵) ::.



گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!


:گفتی

.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.


گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی

:گفتی

.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.


گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟



:گفتی
.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم


:گفتی
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.




گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟

:گفتی


.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.


گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

:گفتی

.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.


گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛




عاشق می‌شم! ... توبه می‌کنم


:گفتی


.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.


ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک


:گفتی


.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.




گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟


:گفتی

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید.


او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن


تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه


(احزاب/۴۱-۴۳) ::.

یکشنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۶


هرگز نامردی نامردان را فراموش نمی کنم ...

دلم گرفته...
امان از رفيق بی معرفت...امان از رفيق نامرد...
امان از زيرآب زنی و نارو زدن....
امان از رفيقی که يه جو معرفت و جوانمردی ندارد...امان از رفيق نا رفيق..
********
گمان کردم که با من هم دل ، هم دين ، هم دردی
به مردی با تو پيوستم ندانستم که نامردی...


Image and video hosting by TinyPic

بهش گفتم كه اين چه قيافه‌ايست كه گرفتي؟

مثلا به تو ميگن مرد

مرد بايد ظرفيت داشته باشه... سعه صدر داشته باشه؛ بخند

در جواب گفت :

اگه تو هم از يك نامرد اينجوري مي‌خوردي، ناراحت مي‌شدي

گفتم :

اتفاقا چون طرفت نامرده ، بايد بي‌خيال باشي و آروم بگيري

********
سفر خوش خیر همراهت من از آغاز میلاد تو همراهت سفر کردم

پس از یک عمر دانستم سفر با مردم نامرد دشوار است

سفر با همره نامهربان تلخ است

برو ای بد سفر ای یار نا همرنگ که می گویم:

مبارک باد بر خود این جدایی را

تو را نفرین نخواهم کرد دعایت می کنم با حال دلتنگی که یابی کعبه مقصود و فردایی طلایی را

رفیق نیمه راه من تو قدر من ندانستی درون آب ماهی قدر دریا را نمی داند

********

گريزانم از اين بودم

********

شنبه، مهر ۲۸، ۱۳۸۶

مرد دیر وقت، خسته از کار به خانه برگشت.دم در پسر ۵ساله اش را دید که در انتظار او بود:
- سلام بابا! یک سوال از شما بپرسم؟
- بله حتما چه سوالی؟
- بابا ! شما برای هر ساعت کار چقدر پول می گیرید؟
مرد با ناراحتی پاسخ داد این به تو ارتباطی ندارد.چرا چنین سوالی می کنی؟
فقط می خواهم بدانم.
- اگر باید بدانی بسیار خوب می گویم:۲۰ دلار!
پسر کوچک در حالی که سرش پائین بود آه کشید. بعد به مرد نگاه کرد و گفت: می شود به من ۱۰ دلار
قرض بدهید؟
مرد عصبانی شدو گفت اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال فقط این بود که پولی برای خریدن یک اسباب
بازی مزخرف از من بگیری کاملا در اشتباهی. سریع به اطاقت برگرد و برو فکر کن که چرا اینقدر خودخواه
هستی.من هر روز سخت کار می کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه وقت ندارم.
پسر کوچک آرام به اطاقش رفت و در را بست.
مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد: چطور به خود اجازه می دهد فقط برای گرفتن پول از من چنین
سوالاتی کند؟
بعد از حدود یک ساعت مرد آرام تر شد و فکر کرد که با پسر کوچکش خیلی تند و خشن رفتار کرده شاید
واقعا چیزی بوده که او برای خریدنش به ۱۰ دلار نیاز داشته است.به خصوص اینکه خیلی کم پیش
می آمد که پسرک از پدرش درخواست پول کند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.
- خوابی پسرم؟
- نه پدر، بیدارم.
- من فکر کردم که شاید با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هایم
را سر تو خالی کردم. بیا این ۱۰ لاری که خواسته بودی.
پسر کوچولو خندید، و فریاد زد: متشکرم بابا ! بعد دستش را زیر بالش برد و از آن زیر چند اسکناس
مچاله شده در آورد.
مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته، دوباره عصبانی شد و با ناراحتی گفت:با اینکه
خودت پول داشتی چرا دوباره درخواست پول کردی؟
پسر کوچولو پاسخ داد: برای اینکه پولم کافی نبود، ولی من حالا ۲۰ دلار دارم . آیا می توانم یک ساعت
از کار شما بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ من شام خوردن با شما را خیلی دوست دارم...!!!
*******************
Image and video hosting by TinyPic
*******************
مدت زيادي از تولد برادر ساكي كوچولو نگذشته بود . ساكي مدام اصرار می كرد
به پدر و مادرش كه با نوزاد جديد تنهايش بگذارند
پدر و مادر مي ترسيدند ساكي هم مثل بيشتر بچه هاي چهار پنج ساله
به برادرش حسودي كند و بخواهد به او آسيبي برساند . اين بود كه جوابشان
هميشه نه بود.اما در رفتار ساكي هيچ نشاني از حسادت ديده نمي شد ،
با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم براي تنها ماندن با او روز به روز بيشتر می شد،‌
بالاخره پدر و مادرش تصميم گرفتند موافقت كنند .
ساكي با خوشحالي به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست . اما لاي در باز
مانده بود و پدر و مادر كنجكاوش مي توانستند مخفيانه نگاه كنند و بشنوند . آنها
ساكي كوچولو را ديدند كه آهسته به طرف برادر كوچكترش رفت. صورتش را روي
صورت او گذاشت و به آرامي گفت : ني ني كوچولو ، به من بگو خدا چه جوريه ؟
من داره یادم میره!

جمعه، مهر ۲۷، ۱۳۸۶

سلام
این اسامی رو بخونین بعدش حرف میزنم
ایرانیان مشهور مقیم آمریکا

فرزاد ناظم (شرکت یاهو)
پروفسور علی جوان (کاشف لیزر هلیمی)
امید کردستانی (گوگل)
پیر امیدیار (ای‌بِی e-bay)
پروفسور لطفی‌زاده (استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فازی)
ماریا خرسند (رئیس شرکت اریکسون)
وحید تارخ (مخترع کدهای فضا-زمان در مخابرات)
آندره آغاسی (قهرمان تنیس)
حسین اسلامبلچی(رئيس شرکت مخابرات آمریکا AT&T)
بیژن داوری (معاون ارشد شرکت آی‌بی‌ام)
انوشه انصاری (رئیس موسسه فناوری تل‌کام و حامی مالی جایزه انصاری)
فیروز نادری (مدیر پروژهٔ مریخ‌نورد ناسا)

محمد جمشیدی (استاد دانشگاه و عضو همکار در برخی از پروژه‌های ناسا)
آزیتا ولی‌نیا (استاد فیزیک دانشگاه در آمریکا و عضو پژوهشگران ناسا)
آزاده تبازاده (دانشمند ایستگاه فضایی ناسا)
کریستین امان‌پور (رئیس بخش خبری سی‌ان‌ان در آمریکا)
شهره آغداشلو (بازیگر)
فریار شیرزاد (معاون وزارت بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری آمریکا در کاخ سفید)

کتیا فلک‌شاهی (مدیر شرکت NEA)
بيژن پاكزاد (بزگترين سازندهٔ عطر و طراح لباس جهان)
آسیه نامدار (گوینده اخبار در سی‌ان‌ان)
محسن معظمی (معاون ارشد شرکت سیسکو سیستم)
رودی بختیار (از مجریان خبری در سی‌ان‌ان)
پروفسور عبدالحسن آستانه اصل (استاد دانشگاه برکلی،کالیفرنیا،آمريكا و
محقق ) چگونگی ریزش برجهای دوقلو در حادثه ۱۱ سپتامبر)
منبع سایت ویکی پدیا
حرفی برای زدن نمیمونه ولی کاش یه کم بیشتر قدر داشته هامون و میدونستیم
اسم این قسمت و میخواستم بزارم بدون شرح ولی خیلی دلم سوخت گفتم یه چیزی بگم
فقط آدم میتونه بگه حیف
یه سری یه مطلب دو قسمتی نوشتم به عنوان علم بهتر است یا ورزش این اسامی رو کاش همون موقع داشتم
انشاالله که موفق باشن
همین...!

چهارشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۶

سلام
حاله شما خوبه؟
یه مدت طولانی بود که مطالب سایت به طور کامل به ورزش مخصوصا فوتبال اختصاص داده بودم
توی این مدت تعداد کامنت ها نشون داد که مخاطب ها زیاد با مطالب ورزشی حال نکردند
باشه...
من تسلیم هستم
فعلا ورزش تعطیل هست
نه که کلا نباشه ها... کمتر

مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن
جایزه یک میلیون دلاری را دارد
۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟
الف) ۱۱۶ سال
ب ) ۹۹ سال
ج ) ۱۰۰ سال
د ) ۱۵۰ سال
او نمیتواند به این سوال جواب دهد
۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟
الف) برزیل
ب) شیلی
ج) پاناما
د)اکوادور
حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند
۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟
الف) ژانویه
ب) سپتامبر
ج) اکتبر
د) نوامبر
این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند
۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟
الف) ادر
ب) آلبرت
ج) جرج
د) مانوئل

خوب بقیه حضار باید به دادش برسند
۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟
الف) قناری
ب) کانگارو
ج) توله سگ
د) موش

در اینجاست که شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف میده

اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه ی جوابها را میدانید و به این بنده ی خدا هم کلی
خندیدید بهتره اول جوابها را بخوانید
۱ـ جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول کشید (۱۳۳۷ـ۱۴۵۳)
۲ـ کلاه پاناما در اکوادور تولید میشه
۳ـ انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته میشه
۴ـ اسم شاه جرج .آلبرت بوده که بعد از به سلطنت رسیدن به جرج تغیر یافت
۵ـ توله سگ .اسم لاتین آن
insularia canaria یعنی جزایر توله سگ

سه‌شنبه، مهر ۲۴، ۱۳۸۶

دلاور ايرانى‌ يک‌تنه‌ در برابر اسرائيل‌ و حاميانش
من‌ نژادپرست‌ نيستم‌ بيش‌ از هر بازى‌ به‌ زبان‌ فارسى‌ خدايم‌ را ستايش‌ مى‌کنم‌
دژاگه: من‌ ايرانى‌ام‌ و نبايد به‌ اسرائيل‌ مى‌رفتم‌


Image and video hosting by TinyPic


دين‌ من‌ اسلام‌ است، به‌ خداوند ايمان‌ دارم‌ و پيش‌ از هر بازى‌ به‌ زبان‌ فارسى‌ خدايم‌ را ستايش‌ مى‌کنم، اين‌ آئين‌ من‌ است
اگر هنوز برايتان‌ سئوال‌ است‌ که‌ چگونه‌ يک‌ ملى‌پوش‌ آلمانى‌ دست‌ به‌ چنين‌ کارى‌ مى‌زند اين‌ چند جمله‌ بهترين‌ پاسخ‌ است.اين‌ روزها عدم‌ همراهى‌ تيم‌ملى‌ آلمان‌ در مصاف‌ با رژيم‌اشغالگر قدس‌ اشکان‌ دژاگه‌ را به‌ چهره‌ روز جهان‌ غرب‌ بدل‌ کرده‌ اما اين‌ دلاور ايرانى‌الاصل‌ در برابر همه‌ ناملايمات‌ يک‌ تنه‌ ايستاده‌ و از حق‌ خود کوتاه‌ نمى‌آيد. در اين‌ خصوص‌ او روز گذشته‌ گفتگوى‌ مفصلى‌ را با پايگاه‌ اينترنتى‌ ستاره‌ انجام‌ داده‌ به‌ اختصار بخشى‌ از اين‌ گفتگو را در زير مى‌خوانيد:

آقاى‌ دژاگه، تا يک‌ هفته‌ پيش‌ تنها کارشناسان‌ فوتبال‌ شما را مى‌شناختند اما امروز همه‌ آلمان‌ شما را مى‌شناسند، آيا شما از اين‌ همه‌ حرف‌ و حديثى‌ که‌ به‌ راه‌ افتاده‌ شگفت‌زده‌ شديد؟

بله، البته‌ هرگز احتمال‌ چنين‌ جنجالى‌ را نمى‌دادم، چنين‌ اتهام‌هايى‌ من‌ را بسيار ناراحت‌ مى‌کند، من‌ دشمن‌ هيچ‌ انسانى‌ در روى‌ زمين‌ نيستم، در واقع‌ مى‌خواهم‌ بگويم‌ اشکان‌ دژاگه‌ نژادپرست‌ نيست

پس‌ چه‌ دليلى‌ براى‌ خوددارى‌ از سفر به‌ تل‌ آويو داشتيد؟

بسيار ساده‌ است‌ من‌ علاوه‌ بر يک‌ گذرنامه‌ آلمانى‌ يک‌ پاسپورت‌ ايرانى‌ هم‌ دارم. ايران‌ تاکنون‌ اسرائيل‌ را به‌ رسميت‌ نشناخته‌ و شهروندان‌ ايرانى‌ نيز هيچ‌گاه‌ به‌ اين‌ کشور سفر نمى‌کنند، پس‌ من‌ نيزبه‌ عنوان‌ يک‌ ايرانى‌ از اين‌ قاعده‌ مستثنى‌ نيستم. به‌ همين‌ دليل‌ من‌ ديتر آيلتس‌ (سرمربى‌ تيم‌ 21 ساله‌هاى‌ آلمان) را در جريان‌ قرار دادم

واکنش‌ او چه‌ بود؟

آيلتس‌ تصميم‌ مرا درک‌ کرد، او چند روز بعد به‌ من‌ تلفن‌ زد و گفت‌ به‌ موقعيت‌ من‌ احترام‌ مى‌گذارد و مرا براى‌ بازى‌ برابر اسرائيل‌ فرا نخواهد خواند
روزنامه‌اى‌ ورزشى‌ در ايران‌ (منظور خبرورزشى‌ است) اقدام‌ شما را شجاعانه‌ و قهرمانانه‌ خوانده‌ نظرتان‌ در اين‌ خصوص‌ چيست؟

من‌ نمى‌توانم‌ فارسى‌ بخوانم‌ و بنويسم، تنها به‌ اين‌ زبان‌ صحبت‌ مى‌کنم‌ اين‌ خبر را هم‌ از طريق‌ روزنامه‌هاى‌ آلمانى‌ خواندم

شما در تهران‌ به‌ دنيا آمده‌ايد و در برلين‌ بزرگ‌ شده‌ايد آيا براساس‌ آموزه‌هاى‌ قرآن‌ زندگى‌ مى‌کنيد؟

دين‌ من‌ اسلام‌ است، به‌ خداوند ايمان‌ دارم. پيش‌ از هر بازى‌ به‌ زبان‌ فارسى‌ خدايم‌ را ستايش‌ مى‌کنم، اين‌ آيين‌ من‌ است

تئوسوانسيگر (رئيس‌ فدراسيون‌ فوتبال‌ آلمان) با شما ديدار خواهد کرد، به‌ نظر مى‌آيد اين‌ گفتگو نوعى‌ بازپرسى‌ باشد، آيا شما رفتار فدراسيون‌ فوتبال‌ آلمان‌ در پى‌ عدم‌ حضور در تل‌آويو را منطقى‌ مى‌دانيد؟

به‌ آقاى‌ سوانسيگر هم‌ همان‌ چيزى‌ را خواهم‌ گفت‌ که‌ به‌ شما گفتم. هر کس‌ که‌ با من‌ حرف‌ مى‌زند در مى‌يابد که‌ در من‌ چه‌ مى‌گذرد و به‌ چه‌ فکر مى‌کنم

خانواده‌ شما به‌ اين‌ توفان‌ خشمى‌ که‌ به‌ پا شده‌ چگونه‌ واکنش‌ نشان‌ داد؟

آنها هم‌ همانند من‌ شگفت‌زده‌ بودند. آنها تلفن‌ را از پريز کشيدند و منتظر ماندند تا آبها از آسياب‌ بيفتد. برادرم‌ هم‌ از اين‌ که‌ برخى‌ روزنامه‌ها نوشته‌ بودند او در تهران‌ زندگى‌ مى‌کند و براى‌ باشگاه‌ پيکان‌ بازى‌ مى‌کند، بهت‌ زده‌ شده‌ بود، او در برلين‌ و در کنار پدر و مادرم‌ زندگى‌ مى‌کند

... و حرفى‌ اگر مانده؟


چندى‌ پيش‌ در يک‌ برنامه‌ براى‌ روزنامه‌ باشگاه‌ ولفسبورگ‌ نوشتم‌ که‌ آرزو دارم‌ صلح‌ در تمام‌ دنيا حکمفرما شود. همين‌ و بس

جمعه، مهر ۲۰، ۱۳۸۶

استقلال - پرسپولیس
باور كنیم كه این بازی فراتر از سه امتیاز دارد...!


Image and video hosting by TinyPic

تا چند روز دیگر یکی از حساس­ترین بازی­های لیگ انجام خواهد شد؛ داربی معروف پایتخت بین تیم­های استقلال و پرسپولیس. اگر به امتیازات دو تیم را نگاه کنیم می­بینیم که حساسیت بازی امسال نسبت به بازی­های سال قبل دوچندان است. پرسپولیسی­ها که با 20 امتیاز در صدر جدول جا خوش کرده­اند برای جدا شدن از جمع تعقیب­کنندگان سمج به خصوص سپاهان دوست دارند برنده ی داربی باشند البته قطعا نتیجه­ی تساوی هم آنها را راضی می کند. اما استقلال که با 9 امتیاز در رده­ی نازل نهم جدول قرار دارد برای جلوگیری از سقوط بیشتر و راضی کردن هوادارانش مجبور است که این بازی حیثیتی را ببرد. در واقع داربی امسال برای آبی­های تهران حکم مرگ و زندگی را دارد. ناصر حجازی سرمربی استقلال می­داند که اگر تیمش این بازی را هم ببازد کاسه­ی صبر فتح­الله­زاده لبریز خواهد شد و او دیگر نمی­تواند هیچ عذری را بپذیرد. حتی مساوی هم برای ناصرخان باخت تلقی می­شود. سه باخت و سه تساوی از هشت بازی برای تیمی که با ادعای قهرمانی وارد لیگ شد کارنامه­ی خوبی نیست که هیچ بلکه تاکنون سابقه هم نداشته­است. پس برد در این بازی برای آبی­های مغرور بیش از سه امتیاز دارد

Image and video hosting by TinyPic

همیشه قبل از داربی همه­ی عوامل دو تیم متفق­القول می گویند این بازی هم مانند بقیه­ی بازی فقط سه امتیاز دارد. اما همه­ی آنها به خوبی می­دانند که دارند دروغ می­گویند. اگر به گفته­های بازیکنان و مربیان دو تیم نگاه کنیم می­بینیم که این بازی اصلا مثل بازی­های دیگر نیست. سپهر حیدری، محمد نصرتی، محسن خلیلی، نیکبخت واحدی، شیث و ... از پرسپولیس یا قول گلزنی داده­اند و یا گفته­اند که بهترین بازی­شان را انجام می­دهند. این مساله در مورد بازیکنان استقلال نظیر برهانی، مجیدی، قربانی، صادقی و منیعی هم صدق می­کند. مربیان دو تیم هم بیکار ننشسته­اند، افشین قطبی که تازگی­ها کشف کرده­است (نمی­دانیم قطبی این مهم را طوطی وار و به تنهایی کشف کرده­است یا کسی هم کمکش کرده­است؟!) که فوتبال ایران بین­المللی و حرفه­ای است تیم خود را برنده داربی می­داند، گویا هنوز نمی­داند که فوتبال حرفه­ای و در عین حال بی­در و پیکر کشور ما سالی است که رییس ندارد و تا چند ماه آینده هم قرار نیست که داشته باشد. از آن طرف ناصرخان هم با باخت مقابل سپاهان همچنان روحیه­ی بازیکنان خسته و دائما مصدومش را عالی می­داند و دائما می­گوید ما پیروزیم

Image and video hosting by TinyPic

با این تفاسیر واقعا شک می­کنیم به گفته­ی دوستان سرخابی که آیا واقعا این بازی سه امتیاز دارد؟آیا زمان آن نرسیده است که بیاییم صادقانه به همگان اعتراف کنیم كه این بازی فراتر از سه امتیاز دارد

جمعه، مهر ۱۳، ۱۳۸۶

!...ناصر خان مزاح می فرمایند
ناصر حجازی شخصیت چندان پیچیده ای ندارد. یک فرد رک که حرفش را می زند. می گویند همین رک بودنش باعث شد تا سالیان سال از سطح اول فوتبال ایران دور باشد. این روزها استقلال به زمین گرم خورده است. هفته به هفته منتظر یک روزنه روشن ماندیم اما تا امروز خبری نیست. از ناصر خان حمایت ها کردیم. در تاریک ترین زمان ممکن برای دوستان روزنه ای خیالی از روشنی و خوشبختی ساختیم تا شاید روزهای اوج استقلال فرا برسد. اما هر روز دریغ از دیروز. صبر ایوب آن چیزی است که این روزها در چنته نداریم. به دنبالش بودیم اما خریدنی نیست که نیست! حکایت این روزهای استقلال بسان همان بازی قدیمی مار و پله است! استقلال تا خانه آخر می رسد اما با یک نیش کوچک دوباره به همان نقطه آغاز خوانده می شود. از بخت بد ناصر حجازی جفت شش های تاس این بازی هم ستاره سهیل شده اند. حمایت کردیم. از نام استقلال. از یک قطب بزرگ فوتبال ایران. از پر افتخار ترین تیم ایران در میادین بین الملل. از یکی از موفق ترین تیم های سالهای اخیر. امیدوار بودیم. به رسیدن به نقطه پایان بازی مار و پله. نشان به آن نشان که هر هفته را یک نقطه آغاز و یک شروع برای استقلال خواندیم. نشان به آن نشان که گفتیم استقلال کمی وقت می خواهد تا به روزهای طلایی خود برسد. اما از بخت بد ما نه استقلال تا امروز جفت شش رو کرده و نه وقت مرحمی بوده است. اما قصد داشتیم که باز هم حمایت کنیم. دستها را به نشانه موفقیت بالا برده و پرچم های آبی را با افتخار به رقص در آوریم. اما این روزها ناصر خان
حجازی به هواداران استقلال پشت کرده است. نگاهی تلخ می اندازد و رویش را از آنها بر میگرداند

Image and video hosting by TinyPic

ناصر حجازی هر چند به شوخی اما اظهار داشته است که استقلال از رده پانزدهم پایین تر نمی رود. اما ای کاش از قدیم نمی گفتند که حرف دلت را به شوخی بزن! ناصر خان باید بهتر از هر شخص دیگری بداند که میلیون ها هوادار استقلال می توانند در یک روز سرنوشت صندلی سرمربیگری استقلال تهران را عوض کنند. کاری که در تاریخ فوتبال ایران ثبت شده است. اگر ناصر خان حجازی دلش به پشتیبانی های مدیرعامل باشگاه استقلال خوش است، یا تفکراتی از بیخ و بن ساده دارد و یا خودش را پشت دیوار منتهی با واقعیت پنهان کرده است. ناصر خان حجازی باید بهتر از هر شخص دیگری بداند که وقت چندانی ندارد. شمارمش معکوس آغاز شده است. چه ما بسان هفته های گذشته کاغذ را کلمات مثبت و در راستای حمایت سیاه کنیم و چه سکوت اختیار کرده و منتظر رسیدن موج ها خشمگین اعتراض باشیم.

:منبع abieteh.com

یکشنبه، مهر ۰۸، ۱۳۸۶

Image and video hosting by TinyPic

پنجشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۸۶

مردي كه قاعده بازي را خوب مي‌دانست
شايد خيلي‌ها او را از زمان هنرنمايي‌اش در شاهين و استقلال به خاطر دارند
عده‌اي نيز او را با مربيگري در برق و آغاز موفقيت‌هايش مي‌شناسند
گروهي نيز <سرمربي شدن در استقلال> را سرآغاز ورود او به جمع بزرگان مي‌پندارند
اما امير را زماني شناختم و در ذهن خود به يادگار ثبت كردم كه يك ورزشگاه تيمي را فرياد مي‌زند كه <قهرمان> نبود.استقلال كه تا واپسين هفته‌ها صدرنشين بلامنازع ليگ بود با يك باخت مهلك به همنام اهوازي‌اش در زمين حريف قافيه را به پاس واگذار كرد تا در هفته بعد نيز كاري از پيش نبرده و پاس قهرمان شود و استقلال دوم. زماني كه طرفداران استقلال <امير قلعه‌نويي> را در پايان بازي با پگاه آخرين بازي تيم قلعه‌نويي در اولين سال سرمربيگري در استقلال به شدت تشويق و او را تكريم مي‌كردند
چند صندلي آن‌طرف‌تر فلاش بكي به چند سال گذشته زدم
اولين دوره‌اي بود كه ليگ عنوان <برتر> را با خود يدك مي‌كشيد و استقلال تا هفته‌هاي پاياني صدرنشين مطلق مسابقات بود. بسيار جالب بود كه آبي‌پوشان در 5-4 هفته پاياني تنها به پيروزي در يكي از مسابقات نياز داشتند تا رسماً سند قهرماني خود را امضا كنند اما چرخ فوتبال به گونه‌اي چرخيد كه گويي همه امتيازها و پيروزي‌ها با منصور پورحيدري و تيمش غريبه شده بودند. كار به جايي كشيده بود كه منصورخان حتي از گرفتن تك‌امتياز برابر ملوان عاجز ماند تا پرسپوليس در چند دقيقه پاياني قهرمان شود. و نكته بسيار جالب توجه اينجاست. تيم پورحيدري برتر مطلق آن مسابقات بود و حتي با وجود قهرماني پرسپوليس، خيلي‌ها استقلال را تيم <سرتر> قلمداد كردند اما تيم <قهرمان نشده> پورحيدري را هيچ‌كس دوست نداشت
دقيقاً همين اتفاق در چند سال عقب‌تر براي حجازي كه آن زمان حتي به فينال جام باشگاه‌ها نيز رسيده بود روي داده بود
بله! هم تيم حجازي و پورحيدري قهرمان نشد و هم تيم قلعه‌نويي. حتي شايد دو نفر اول بهتر از امير كار كردند و هم از نظر فني و هم از نظر عنوان، برتر از وي بودند اما جالب آن‌كه كسي كه پس از پايان مسابقات از طرف هواداران استقلال و جامعه فوتبال مورد تجليل و يا حداقل پذيرش قرار گرفت، امير قلعه نويي بود
و در پايان همان بازي (استقلال پگاه) بود كه به زيركي و تدبير قلعه‌نويي كه در درونش نهفته بود پي بردم. يعني جايي كه هواداران كاري را با امير كردند كه هرگز در قبال بزرگاني چون حجازي و پورحيدري نكردند و كيست كه نداند، منشأ اين اختلاف عظيم و صد البته مهم در نحوه برخوردها و تصميمات خود قلعه‌نويي در طول فصل بود؟
به شخصيتي كه او از خويش نزد هواداران ساخته بود، به وي بسيار كمك كرد تا بسياري از نقاط ضعفش را -كه صدالبته براي يك مربي طبيعي است -در پس اين ارتباط بپوشاند. او در تمامي لحظات كاري خويش سعي مي‌كرد كه خود را همدل و همراه طرفداران نشان دهد
در هر صحنه مشكوكي از صندلي خود بلند مي‌شد و همچون يك هوادار به داور اعتراض مي‌كرد. هنگامي كه حقي از تيم او ضايع مي‌كردند مانند متعصبي عصباني از عوامل خارجي و دست‌هاي پشت پرده‌اي سخن مي‌گفت تا بر آتش خود و هواداران آبي‌ريخته باشد
و خلاصه به هر نحوي سعي مي‌كرد خود را همرنگ و هم‌رأي با جماعت آبي نشان دهد
هر چقدر كه تاكنون از نقاط تاريك فني او انتقاد كرده‌ايم بايد تحسين كنيم اين زيركي و تدبير را كه بارها به داد او و مهم‌تر از آن تيم‌هايش رسيده است
چه بسا اگر نبود اين <سياستمداري> شايد هيچ‌وقت استقلال قهرمان نمي‌شد و يا هرگز امير رنگ نيمكت تيم ملي را نمي‌ديد. درواقع مهم‌ترين دليلي كه او را بر روي اين صندلي نشاند، همان چاره‌انديشي خاص قلعه‌نويي بود. و تدبير و درايت همچنان ادامه دارد
در صورتي كه انتظار مي‌رفت قلعه‌نويي از ناكامي موقت حجازي استفاده كند و به نوعي جواب حرف‌هاي 3،2 سال پيش او را بدهد؛ او با همان روش مثال زدني خود شرايط را به نفع خويش تغيير مي‌دهد، آن هم بدون اين‌كه از خود هيچ اثر بدي بجا گذارد. او حتي از هواداران استقلال مي‌خواهد كه به <حجازي> فرصت بدهند و او را تحت فشار نگذارند
مثل اين‌كه امير روياهاي بزرگتري از نيمكت استقلال -كه لياقت مي‌خواهد و بزرگي- در سر مي‌پروراند


Image and video hosting by TinyPic

یکشنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۸۶

حجازي و استقلال گام به گام و مرحله به مرحله بهتر مي‌شوند
در بازي استقلال بلوغ فكري و حركتي به ويژه در روش 2-4-4 كاملاً اميدواركننده است
نگاهي كوتاه به بازي با مس كرمان بيندازيم
گذشته از معدودي ضدحمله‌هاي آزارنده به كمك يكي، دو بازيكن خارجي و سرعتي تيم و حتي به رغم گلي كه زد كه بايد عبرتي براي استقلال شود تقريباً در تمامي زمان بازي مرعوب حريف تهراني بود و ديديم كه با گرفتن مساوي چه گلي از گل فرهادخان كاظمي شكفت
به ياد آوريم غش و ضعف‌هاي تصنعي و زمان‌كش بازيكنان مس را كه احتمالاً به آنها گفته بودند از هر لطايف الحيلي كه دست‌شان رسيد براي كسب يك امتياز بهره بگيرند اما وقتي استقلال حتي از پنالتي‌اش نمي‌تواند سودي ببرد و آن همه فرصت گل را غنيمت بشمرد چه مي‌توان گفت؟
وقتي مهاجمانش، به جاي ضربات نرم و فني بغل پا يا نوك پا، با لگدهاي محكم روي پا به اصطلاح فيل هوا مي‌كنند چه بايد كرد؟
البته به داور و كمك‌داور محترم(و به رئيس داورپناه كميته داوران نيز) بايد گفت
مگر بيچاره كردن يك تيم و ضربه مهلك زدن به آن شاخ و دم دارد؟
مگر تيمي چون استقلال چند بازيكن مدافع دارد كه بازيكن كليدي‌اش را در عكس‌العمل به بازيكن حريف كه در لحظاتي طولاني با وقاحت دستش را به كمر طرف حلقه كرده، سزاوار كارت دوم و اخراج دانسته‌ايد؟البته اين نيز به جاي خود كه صادقي هم مي‌بايست به قولي كه داده بود تا ديگر با حركات عصبي‌اش خود را به اخراج و تيمش را به زحمت نيفكند پايبند مي‌بود
گفتني‌هايي ديگر هم در باب اين بازي وجود دارد:
مس كرمان دو بازيكن فصل قبل استقلال را داشت
مرتضي ابراهيمي و مهدي رحمتي، كه براي ناكام كردن تيم سابق خود يك دنيا انگيزه داشتند، به ويژه رحمتي كه از همين رهگذر، ستاره زمين شد و توپ‌هايي را دفع كرد كه در زمان عضويت در استقلال اغلب آنها را از درون دروازه بيرون مي‌آورد
اين را همين جا بگويم كه استقلال تا به حال بيش از هر تيم ديگر از جانب بازيكنان جدا شده‌اش ضربه خورده است ذكر نام اينها به گمانم كافي باشد: عابدزاده، بهمن طهماسبي، رسول خطيبي، افشين حاجي‌پور و بالاخره نيكبخت واحدي
استقلال تاكتيك خود را بيشتر بر پايه حركت در عمق و كارهاي تركيبي در محوطه هجده قدم حريف قرار داده بود. نوازي هم شايد به همين دليل (شايد هم به عنوان نوعي هشدار به خاطر كندي در برگشت‌ها و خالي گذاردن فضاي پشت سر، يا دريبل خوردن‌هاي خطرآفرين نمي‌دانم) بر نيمكت قرار گرفته بود. بگذريم از اين كه حركات تركيبي و پاسكاري‌هاي استقلال در محوطه جريمه مس معمولاً عقيم مي‌ماند و مهاجمان بيشتر دور خود چرخ مي‌خوردند. ضمن اين كه نفهميدم حكمت آوردن عليزاده در آخر بازي چه بود چون اگر مي‌خواستند از پرتاب‌هايش سود ببرند چرا زودتر او را فرا نخواندند و اگر مثلاً بنا بود از ضربات سر او(؟) استفاده شود سانتر كننده‌اش در غياب نوازي چه كسي بود؟
نكته‌اي درباره همان توپ فرود آمده در زير طاق
وقتي بانگ اعتراض ممتد تماشاگران با ديدن صحنه در اسكوربورد به آسمان برخاست گزارشگر خوب بازي(مزدك‌خان) شكوه داشت
كه چرا بايد چنين صحنه‌هايي پخش شود. او البته وارد صحت يا سقم داوري‌هايي چنين تشنج‌آفرين نشد و فقط به رويه بيروني يا شكل كار ايراد گرفت. البته به نظر بنده نيز زيان بازپخش صحنه‌ها بيش از سود آن است اما باز تأكيد مي‌كنم حضرات! داوري را دريابيد.
سرانجام سخني با حجازي عزيز
سرمربي شايسته‌اي كه استقلال مي‌تواند پس از سال‌ها به او از بابت كارداني، پاكيزگي، اصالت و نجابت رفتار و
حتي شيوه تكلمش
ببالد: سربرافراز كه اميدها و خريدهايت رفته رفته در حال شكفتن‌اند. از كدام‌ها بگويم احيا شدن تقريبي نوازي؟ كارايي منتظري و منيعي؟ رسيدن جباري به ميزاني از آمادگي كه مي‌تواند هفتاد دقيقه در ميدان طاقت آورد؟ از شفيعي كه تنها با چند دقيقه بازي كلي با آن تيزچنگي و به آن قشنگي مي‌زند؟ خلاصه استقلال شدن اين تيم دير و زود دارد و سوخت و سوز نه. پس بي‌هيچ بيم و ترديدي راهي را كه حق مي‌داني دنبال كن و پيش بتاز. اگر كمترين ترديدي در دلت لانه كرد به تماشاگراني بنگر كه با وجود باخت هم عجالتاً تو و تيم را تنها نمي‌گذارند. آنان قضا را خيلي هم خوب از اين مقولات و معقولات سر درمي‌آورند. شماري اندك مخالف خوان و نخاله‌ همواره هست و نمي‌تواند نباشد اما در راه درست مي‌توان كم آنان گرفت.



Image and video hosting by TinyPic

یکشنبه، شهریور ۰۴، ۱۳۸۶

آقای حجازی آمده اید سانتر را جایگزین اوت دستی كنید ؟
تیم استقلال در بازی با ملوان نشان داد تا تیم شدن فاصله زیادی دارد ولی در همین دو بازی اخیر یک نکته کاملاً واضح وجود داشت آنهم استفاده مفرط از ضربات ایستگاهی بجای اوت دستی !
استفاده از ضربات ایستگاهی یکی از روش های رسیدن به گل بوده که وقتی تیم ها از تاکتیک های دیگر نتیجه نمی گیرند و یا بازی به بن بست می رسد به آن روی می آورند . اینکه استقلال از ضربات ایستگاهی استفاده می کند روش بدی نیست اما وقتی به دو بازی استقلال نظر می افکنیم می بینیم سه گل از چهار گل استقلال از این روش بدست آمده حال سوال اینجاست آیا برای تیمی که بیشترین مهاجمان فانتزی و درجه اول را جذب نموده انتخاب این روش صحیح است ؟ از طرفی اگر به گلهای دریافتی استقلال در همین بازی با ملوان دقت کنید خواهید دید هردوگل ملوان از جناح راست استقلال شکل گرفته . حال چرا این دو مقوله را در کنار هم قرار دادیم ؟ چون سانتر ها توسط نوازی صورت گرفته و جناح راست استقلال هم با حضور نوازی به یکی از ضعیف ترین نقاط این تیم بدل گشته ، نوازی شاید در سانتر کردن تبحر خاصی داشته باشد اما به هیچ وجه فاکتورهای لازم (سرعت در رفت و برگشت های سریع و دور زدن مدافع حریف) برای ایستادن در گوش راست به عنوان هافبک و یا دفاع را ندارد. به همین دلیل نوازی در این دیدار نه در حمله توانایی نفوذ و تغذیه مهاجمان را داشت و نه در دفاع قادر بود پا به پای بازیکنان حریف بدود و جلوی حملات ملوان از جناحش را بگیرد .
کادر فنی استقلال و در راس آن جناب ناصر خان حجازی باید بپذیرد که تنها به دلیل سانترهای زیبا نمی توان بازیکنی را در هر شرایط به میدان فرستاد اشتباهی که سال گذشته کادر فنی استقلال در مورد علیزاده مرتکب شد.
فصل قبل علیزاده در شرایطی به عنوان یک مهاجم صرف بیشترین دقایق حضور در میدان را در مقایسه با سایر مهاجمان استقلال داشت که از حداقل فاکتورهای لازم برای بازی در پست مهاجم محروم بود و همین امر باعث شد تا آخر فصل هم نتواند به عنوان یک مهاجم وظایفش را انجام دهد درحالی که اگر کادر فنی بنابر ضرورت حضور علیزاده در میدان، از او در سایر پست ها استفاده می کرد و به یکی دیگر از مهاجمان میدان می داد نتایج بهتری رقم می خورد .
امیدواریم نوازی امسال ، علیزاده پارسال نشود چراکه علیزاده هیچگاه سعی در یادگیری و انجام وظایفش به عنوان یک مهاجم نکرد و تنها دلخوش به آمار پاسهای (دستی) منجر به گلش بود و انگار قرار است نوازی هم به آمار ضربات ایستگاهی اکتفا کند !
شاید برخی اینگونه استنباط نمایند که نوازی با سه پاس گل در طی دو دیدار بهترین عملکرد را داشته اما این ظاهر قضیه است برای روشن شدن موضوع دوباره بر گردیم به بازی نوازی در مقابل ملوان ، در این دیدار کدام حرکت مثبت را از نوازی مشاهده کردیم آیا نوازی با فرار از جناحش ، دور زدن مدافع حریف و یا ایجاد مثلث و به بیان ساده تر یك و دو با یاران کناری صاحب موقعیت شد و سانتر کرد؟ قطعا پاسخ منفی است ، گل استقلال بر اثر ارسال ضربه ایستگاهی بدست آمد و این گل را نباید صرفاً به سانتر نوازی نسبت داد بلکه از فصل قبل استفاده از ضربات ایستگاهی ( که سال گذشته اوت دستی راهم شامل می شد ) یکی از مهم ترین روش های استقلال برای رسیدن به گل بود و این گل هم بر اساس همان استراتژی یعنی ارسال ضربات ایستگاهی و جلو آمدن مدافعان برای استفاده از ضربات سر حاصل شد . آیا سال گذشته که به ندرت از نوازی استفاده می شد استقلال از این روش به گل نمی رسید که حالا این گل را فقط حاصل ارسال زیبای نوازی بنامند و از عملکرد ضعیفش چشم پوشی کنند ؟
سخن آخر اگر قرار است از نوازی استفاده شود درست و در زمان و مکان مناسب استفاده شود نمونه بارز آن نحوه بازی دیوید بکام در رئال مادرید است ، در فصل گذشته به دلیل دور شدن بکام از شرایط آرمانی علی رغم نام بزرگش بیشتر روی نیمکت حضور داشته و معمولاً به عنوان یار جانشین وارد زمین می شد و هر گاه از ابتدا در ترکیب قرار می گرفت به ندرت تا پایان در زمین باقی می ماند و این حضور اندک به منظور استفاده حداکثر از قابلیتهای او بود اما پست بازی بکام به مرور تغییر کرد و به عنوان هافبک مایل به جناحین به میدان می رفت نه به عنوان هافبک راست و یا گوش راست چراکه کاپلو نمی خواست بکام را در مکانی قرار دهد که توسط یک بازیکن جوان یارگیری و محو شود همچنین می دانست بکام دیگر آن توانایی لازم برای دور زدن مدافعان را ندارد پس بهترین مکان جایی در بین هافبک وسط و هافبک کناری بود لذا این اواخر هر گاه برای رئال مادرید به میدان رفت آزادی عمل بیشتری داشته و برخلاف ابتدای فصل، ضمن ارائه بازی های زیبا ، در قهرمانی رئال سهیم و با خاطره خوش رئال را ترک کرد

سه‌شنبه، مرداد ۰۲، ۱۳۸۶

...برای ژنرالی که مرد بود
خدا را شکر یکسال بیشتر از جام جهانی نگذشته و داغ حرفهای درشت و گستاخانه برانکو بعد از ان تساوی تاریخی مقابل انگولا و حذف مفتضحانه ما از گردونه ی بازی ها با تنها یک امتیاز که ان هم به لطف مربی ترسوی انگولا به دست امد بر دلمان است
حضرت پروفسور برانکو ایوانکوویچ !که این روزها بعضی ها بد جوری دلتنگشان هستند حسرت یک معذرت خواهی را به دلمان گذاشت و بی خداحافظی رفت . «مقصر اصلی این نتایج علی کریمی است» و « ما از بازیکنان بی تجربه ضربه خوردیم» این هم حرفهای اخر پروفسور
که یکسال ما را به خود مشغول کرد ؛ راست میگویند که ایرانی ها غریب پرست هستند ! انقدر حرفهای این اقا را قبول داشتیم که یکسال است کارمان شده بررسی ابعاد شخصیتی علی کریمی خوب شد این ماجرا پیش امد وگرنه خیلی از دوستان استعداد شگرف شان در زمینه ی روانشناسی شخصیت را هرگز کشف نمیکردند
یکسال است هر روزنامه ای را باز میکنی نوشته کریمی ترسوست او تنبل است و ... و معلوم نیست با این حرفها چه چیز را می خواهند ثابت کنند ؟ بی گناهی برانکو را!
به هر حال گفتن از برانکو برای سنگسار آن هم حالا که یک مجرم دست اول داریم کار بیهوده ایست خدا را چه دیده اید شاید واقعا علت نتایج ضعیف ما در جام جهانی این بود که علی کریمی باقالی پلو با گوشت خیلی دوست داشت اما الان بحث بحث جام ملتهاست و ان مجرم معهود کسی نیست جز امیر قلعه نوعی که اتفاقا خاطر خواه هم کم ندارد ! همان دوستانی که بد جور منتظر بازگشت امیر خان از سفر هستند . هر چه باشد این یکسال به بعضی ها خیلی سخت گذشته است ! اما همه چیز تمام شد . امیر خودش گفت من مقصرم خب مگر زبان نداشت که مثل برانکو (پروفسور) از خودش دفاع کند ؟ به ما چه که امیر خان نگفت امیر حسین اردو را به هم ریخت به ما چه که دلش میخواهد از شاگردانش تشکر کند و... امیر گفته من مقصرم و باید سر حرفش بایستد ؛ پس حمله به سوی ژنرال .
یکسال پیش وقتی حذفمان از جام جهانی قطعی شد امیر که ان روزها هنوز مرد محبوب ابی پوشان و ژنرال قلبهای ابی بود در گفت وگویی با شبکه ۵ وقتی صحبت به دادکان رسید از زحماتش تقدیر کرد ان روز رفیقی برایم گفت که امیر بچه جنوب شهر است و انها ضرب المثلی دارند که میگوید زمین خورده را لگد نزن ! بله از مرام امیر خان به دور بود که ان روز انچه از دادکان در دل داشت به زبان بیاورد . خدا راشکر امیر خان زمین نخورد و ما ایستاده شکستیم چرا که این مرام ها را جز در امیر و تعداد انگشت شماری از رفیقانش در دیگران سراغ نداریم و خیلی ها مدتهاست به انتظار زمین خوردن او نشستند . هر چند برای انها حذف شدن کافی است تا حرفهای دلشان را بزنند .
چه اهمیت دارد که این تیم زیبا باخت که بچه های این تیم وقت تعویض به هم لبخند میزنند نه به ساک پزشکی لگد! راستی چه شد که ان علی کریمی بد اخلاق که با یک من عسل نمیشد خوردش مهربان شد چه شد که جادوگر بعد از یکسال و نیم دوباره اسیا را به وجد اورد نکند امیر به قولش عمل کرد و علی را احیا کرد ؟ نه احتمالا کریمی رژیم غذایی اش را تغییر داده و دیگر باقالی پلو با گوشت نمیخورد !!
میگویند اینجا کسی نباید محبوب باشد . انگار راست میگویند . ژنرال سلطان جادوگر .... اسمهایی که روزگاری قلبمان را به لرزه می انداخت امروز چه بی ارزش شدند! نه انها عوض نشدند انگار یک نفر با قلمش و یک نفر با حرفهایش انها را از چشممان انداخت اینکه محبوب بودن انها برای چه کسی دردسرساز است نمیدانم شاید اسیاب به نوبت است شاید هم ... به هر حال تا ۱۰ یا ۲۰ روز دیگر قصه ی امیر و تیم ملی هم بایگانی میشود و او هم مثل خیلی ها میرود اما کاش ما یاد میگرفتیم که فوتبال را باید با چشم دید نه با دل !
سیستم تیم ملی اشکال داشت یا نه ؟ این سوالی است که امیر باید به ان جواب دهد . او حق ندارد مثل برانکو از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند . او باید مردانه بایستد و جواب منتقدانش را بدهد . در اینها که شکی نیست !
اما نکته اینجاست ایا امیر را به خاطر عملکرد تیم ملی محاکمه میکنیم ؟ نکند خدای نکرده حالا که فرصت را مناسب دیده ایم خرده حساب هایمان را هم تصفیه کنیم !! خلاص کلام اینکه : امروز دیوار امیر کوتاه است اما خدا کند دیوار انصاف منتقدانش بلند باشد . هر چه باشد اسیاب به نوبت است !


Image and video hosting by TinyPic

دوشنبه، تیر ۱۱، ۱۳۸۶

حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند که چطور مي توان محدوديتهاي ذهني تحميل شده را پذيرفت
کک, فيل و دلفين مثالهاي خوبي هستند
ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند. اگر يک کک را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد . کک مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با کمي سر درد پايين مي آيد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد . اين کار مدتي تکرار مي شود . سر انجام در ظرف را بر مي داريم کک دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع سرپوش برداشته شده درست است که محدوديت فيزيکي رفع شده است ولي کک فکر مي کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد
فيلها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد . پاي فيلهاي سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي کوتاه به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولي اين کار را نمي کنند علت اين است که آنها در بچگي طنابهاي بلند را کشيده اند و سعي کرده اند خود را خلاص کنند . سرانجام روزي تسليم شده دست از اين کار کشيده اند . از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند
دکترادن رايل يک فيلم آموزشي در مورد محدوديتهاي تحميلي تهيه کرده است . نام اين فيلم " مي توانيد بر خود غلبه کنيد " است در اين فيلم يک نوع دلفين در تانک بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهي که غذاي مورد علاقه دلفين است نيز در تانک ريخته مي شود . دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين که گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانک قرار مي گيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي کشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد . محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانک به حرکت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي که دلفين
پذيرفته است او را از گرسنگي مي کشد
ما دلفين نيستيم فيل و کک هم نيستيم ولي مي توانيم از اين آزمايشات درس بگيريم زيرا ما هم محدوديت هايي را مي پذيريم که واقعي نيستند به ما مي گويند يا ما به خود مي گوييم نمي توان فلان کار را انجام داد و اين براي ما يک واقعيت مي شود محدوديت ذهني به محدوديتي واقعي تبديل مي شود و به همان مستحکمي . چه مقدار از آنچه ما واقعيت مي پنداريم واقعيت نيست بلکه پذيرش ماست

پنجشنبه، خرداد ۱۰، ۱۳۸۶

آيا ميدانستيد که: در انگلستان باستان روابط جنسي بدون اجازه پادشاه قدغن بوده است. کساني که تصميم به بچه دار شدن داشتند بايد درخواست رسمي خود را به دولت پادشاهي عرضه ميداشتند و به آنها لوحي داده ميشده که هنگام برقراري روابط جنسي بر در خانه خود آويزان کنند که بر روي آن اين جمله حک شده بوده است:
(زنا ! بر حسب اجازه از پادشاه (

آيا ميدانستيد که: در مجسمه هايي که براي يادبود سربازها ميسازند:
اگر 2 پاي اسب بالا باشد آن سرباز در ميدان جنگ کشته شده.
اگر 1 پاي اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشي از جنگ مرده.
اگر 4 پاي اسب روي زمين باشد آن سرباز به مرگ طبيعي مرده


آيا ميدانستيد که: هر کدام از شاه هاي ورقهاي بازي نشانگر شاهي در واقعيت است؟
♦ خشت: ژوليوس سزار
♠ پيک: شاه ديويد
♣ خاج: اسکندر کبير
♥ دل: شارلماني

آيا ميدانستيد که: در زمان جنگهاي باستاني هنگامي که سپاهيان بدون تلفات از جنگ بر ميگشته اند پلاکاردي حمل ميکردند که روي آن نوشته بود: (تعداد تلفات 0)ريشه OK از اين اصطلاح است.

آيا ميدانستيد که: ماهيچه هاي قلب انسان قادرند خون را به ارتفاع 10 متر به هوا پرتاب کنند؟

آيا ميدانستيد که: فيلها تنها موجوداتي هستند که نميتوانند بپرند؟

آيا ميدانستيد که: قويترين ماهيچه بدن، ماهيچه زبان است؟

آيا ميدانستيد که: خوکها بعد از 30 دقيقه به ارگاسم مي رسند؟

آيا ميدانستيد که: طبق آمار افراد از عنکبوت بيش از مرگ مي ترسند؟

آيا ميدانستيد که: خرسهاي قطبي چپ دست هستند؟

آيا ميدانستيد که: سوسمارها نميتوانند زبانشان را بيرون بياورند؟

آيا ميدانستيد که: مراکز چشايي پروانه روي پاهايش قرار دارد؟

آيا ميدانستيد که: سوسکها تا 9 روز پس از، از دست دادن سرشان قادر به زنده ماندن هستند و تنها به اين دليل مي ميرند که نميتوانند چيزي بخورند؟

آيا ميدانستيد که: انسان و دلفين تنها موجوداتي هستند که براي لذت بردن رابطه جنسي برقرار ميکنند؟

آيا ميدانستيد که: صداي اردک اکو ندارد وهيچکس هم دليل آنرا نميداند؟

آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد با چشم باز عطسه کنيد؟

آيا ميدانستيد که: ستاره هاي دريايي مغز ندارند؟

آيا ميدانستيد که: اديسون از تاريکي مي ترسيده است ؟


آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد آرنج خود را ليس بزنيد؟

آيا ميدانستيد که: پشه ها دندان دارند؟

یکشنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۸۶


اندرزهای جکسون براون به پسرش

روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش
حداقل سالی یک بار طلوع آفتاب را تماشا کن
برای فردایت برنامه ریزی کن
از عبارت متشکرم زیاد استفاده کن
نواختن یک آلت موسیقی را یاد بگیر
زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان
اگر مجبور شدی با کسی درگیر شوی اولین ضربه را بزن و محکم بزن
برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر
اجناسی که بچه ها می فروشند را بخر
همیشه در حال آموختن باش
آنچه میدانی به دیگران بیاموز
روز تولدت یک درخت بکار
دوستان جدید پیدا کن اما قدیمیها را از یاد مبر
از مکانهای مختلف عکس بگیر
راز دار باش
فرصت لذت بردن از خوشی ها را به بعد موکول نکن
به دیگران متکی نباش
هیچ وقت در مورد رژیم غذاییت با کسی صحبت نکن
اشتباه هایت را بپذیر
بدان که تمام اخباری که می شنوی درست نیست
بعد از تنبیه بچه هایت آنها را در آغوش بگیر و نوازش کن
گاهی برای خودت سوت بزن
شجاع باش، حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی، هیچ کس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد
هیچ وقت سالگرد ازدواجت را فراموش نکن
به کسی کنایه نزن
از بین کتابهایت آنهایی را امانت بده که بازگشتشان برایت مهم نباشد
به بچه هایت بگو که آنها فوق العاده اند
برای فرزندانت آواز بخوان
برای فرزندانت کتاب بخوان
افتخاراتت را با دیگران قسمت کن
صدای خنده پدر و مادرت را ضبط کن
نگذار شرافتت لکه دار شود
سعی کن کاری نکنی که دیگران احساس مهم بودن بکنند
هیچ وقت شادی دیگران را از بین نبر
به رستورانهای گران نرو
یک اشتباه را دوبار تکرار نکن
سعی کن برای دیگران الگو باشی
انگیزه ات در ازدواج عشق باشد
همیشه شکر گذار باش
کوچکترین پیشرفتها را هم موفقیت بدان
وظیفه شناس باش
به جزئیات توجه کن
هیزمهای شومینه را خودت خرد کن
از افراد بدبین دوری کن
بدان تمام چیزهایی که میشنوی درست نیست
به پیشخدمتها بیش از حد معمول انعام بده
هیچ وقت ماشین نخودی رنگ نخر
یادت باشد حتما به مادرت تلفن بزنی
در همان نگاه اول به نیروی عشق ایمان بیاور
هرگز آرزوها و رویاهای دیگران را کوچک نشمار
اگر کسی به تو آبنبات نعنایی تعارف کرد رد نکن
از صمیم قلب عشق بورزممکن است کمی لطمه ببینی اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است
همیشه عکسهای جدید از خودت بگیر
وقتی می دانی کسی واقعا زحمت کشیده که شیک شود به او بگو معرکه شده ای
علامت خاصی بین خودت و همسرت در نظر بگیر تا در میهمانی ها با او رد و بدل کنی تا بداند حتی در مکانهای شلوغ هم به او توجه داری
یادت باشد که محبت همه کس را تحت تاثیر قرار میدهد
هرگز پشت تلفن شماره کارت اعتباری ات را نگو
یادت باشد تمام مردم از چیزی وحشت دارند، به چیزی عشق میورزند، و چیزی را از دست داده اند
آرام صحبت کن اما در فکر کردن سریع باش
هیچ وقت پایان فیلمها و کتابها را برای کسی نگو
هیچ وقت لیوان به دست عکس نگیر
با زنی که بی میل غذا میخورد ازدواج نکن
به دنبال دردسر نباش
سعی کن اولین کسی باشی که برای دفاع از خود برمیخیزد
فرصت قدم زدن با همسرت را از دست نده
شعر مورد علاقه ات را حفظ کن
وقتی گوشی تلفن را بر میداری لبخند بزن بدان که طرف مقابل اینرا از صدایت حس میکند
درباره موسیقی ای که مورد علاقه ات نیست اظهار نظر نکن
گشاده رو باش
وقتی قصد حمایت از کسی را نداری حداقل او را نترسان
راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نگیر
ثروت و موفقیت را یکسان تلقی نکن
در بخشیدن خطای دیگران پیش قدم باش
قبل از آنکه دست و صورتت را بشوئی از بودن حوله یا دستمال مطمئن شو
وقتی جنسی را برای تعویض می بری سر وضع مرتب برو
انجام کارهایت را به خاطر بسپار

شنبه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۸۶

وقتي كه تيم رم , تيم اينتر و با تمام ستارگانش خورد كرد

اينتر طي دو رويارويي قبلي در فينال جام‌حذفي رم را شكست داده بود
در حقيقت روبرتو مانچيني را <آقاي جام‌حذفي>مي‌خواندند اما آقاي جام‌حذفي برابر آنچه در ميدان ديد، مبهوت ماند و ستاره‌هايش هرگز از باتلاق رم رهايي نيافتند
در حالي كه رمي‌ها مي‌توانند به خود ببالند كه تلخي شكست 7 بر يك از منچستريونايتد در ليگ قهرمانان را با اين پيروزي پرگل به فراموشي سپارند
رم كه با 7 قهرماني جام‌حذفي پشت سر يووه با 9 عنوان قرار دارد، در آستانه قهرماني هشتم قرار گرفت
ركوردهاي مانچو :مانچو 6 بار به‌عنوان بازيكن و 4 بار در قالب مربي، جام‌حذفي را بالا برده. او سال‌هاي 1985، 1988، 1989 و 1994 با سامپدوريا و در سال‌هاي 1998 و 2000 با لاتزيو جام را بالا برد و با لاتزيو، فيورنتينا و اينتر (دو بار) قهرمان اين رقابت‌ها شده. حالا او صاحب ركوردسنگين‌ترين شكست در فينال جام‌حذفي هم شده
مردان او در دو فصل گذشته به پيروزي‌هاي 3 بر صفر و 4 بر2 در مجموع دو ديدار‌ مقابل رم دست يافته بودند.
Image and video hosting by TinyPic
ستاره‌هاي اينتر بسان حرير مقابل شمشير‌ رمي‌ها فرو ريختند و روِياي فتح جام‌حذفي براي پنجمين‌بار و ثبت ركورد سه قهرماني پي‌درپي بر باد رفت
آخرين باري كه اينتر شكست سنگيني را پذيرفته بود، 29 نوامبر 2000 بود. روزي كه پارما 6 بر يك نراتزوري را له كرد ولي اينتر برابر رم با عنوان قهرمان اسكودتو به ميدان رفته بود و از 19 دسامبر 2002 كه برابر باري 2 بر يك شكست خورد در اين رقابت‌ها شكست ديگري را نپذيرفته بود. ركورد 18 پيروزي و 10 تساوي طي نزديك به پنج سال با سناريوي بدي فرو ريخت
و اينتر فقط در پي يك معجزه در بازي برگشت هست
~S@jj@D~

شنبه، اردیبهشت ۰۸، ۱۳۸۶

گره قهرمانی کورتر شد

فينال ليگ ششم بعد از۹۰ دقيقه تلاش زير باران به تساوى انجاميد تا كماكان معادلات قهرمانى پيچيده بماند و ديدارهاى مدعيان در ۳ هفته پايانى همه چيز را مشخص كند. ۲ برادرخوانده اهوازى و تهرانى ديروز زمانى به هم برخوردند كه پيروزى هر كدام از آنها مى توانست تا حدود زيادى آن تيم را به قهرمانى اميدوار كند و اختلافات كم امتيازها هيجان دوچندانى به بازى بخشيده بود. حضور قريب به ۸۰ هزار هوادار استقلال در ورزشگاه نيز مى توانست روز به يادماندنى را براى دوستداران اين تيم به وجود بياورد و تقريباً خيال همه را بابت قهرمانى مجدد در ليگ راحت كرده و ناكامى از حضور نيافتن در رقابت هاى آسيا فراموش شود. بازى با تركيب عجيب استقلال و بازى دادن به هر ۴ مدافع ميانى استقلال آغاز شد و آبى ها با به كارگيرى سيستم ۳-۳-۴ كه براى نخستين بار به كار گرفته مى شد پا به ميدان برادر اهوازى گذاشتند. در سوى مقابل شاگردان فيروز كريمى با همان روش ۲-۵-۳ آشنا و ياران هميشگى در مصاف با رقيب پرآوازه اش حاضر شد و انصافاً فوتبال روان و جاندارى به نمايش گذاشت.


Image and video hosting by TinyPic

در ۴۵ دقيقه نخست براى هر ۲ تيم موقعيت چندانى ايجاد نشد و بدون گل پايان يافت. نيمه دوم بازى ضرباهنگ سريع ترى پيدا كرد و اين استقلال اهواز بود كه با چرخش سريع توپ در زمين و ميداندارى بازيكن باتجربه اى به نام سعيد رمضانى برتر از حريف خود نشان داد. برترى آبى هاى خوزستان ۸ دقيقه پس از شروع بازى جواب داد و ضربه زادمحمود ۸۰ هزار هوادار آبى هاى تهران را در بهت فرو برد.بعد از گل اندكى حركت رو به جلوى ميزبان نظم بيشترى گرفت اما اخراج صادقى در دقيقه ۶۳ كار آنها را براى جبران عقب ماندگى سخت كرد. فشار استقلالى ها اما سرانجام با ضربه از راه دور كاظمى جواب داد و در فاصله ۱۲ دقيقه تا پايان بازى كار به تساوى كشيده شد. بعد از اين گل نيز تلاش ۲ تيم بى نتيجه ماند تا امتيازها تقسيم شود. با اين تساوى گره كور قهرمانى كورتر شد و پيروزى سايپا همه چيز را به نتايج ۳ هفته پايانى موكول كرد. البته آبى هاى خوزستان با در نظر گرفتن يك بازى عقب افتاده همچنان شانس بزرگى براى قهرمانى دارند اما بايد ديد نهايت كار چه خواهد شد و جامه قهرمانى براى كداميك از مدعيان مى شود

معامله يونگ و مرفاوى به ضرر استقلال شد


اختلاف نظر و تفاوت سليقه صمد مرفاوى و تئودور يونگ چيزى نبود كه از ديد نافذ حتى عادى ترين هواداران استقلال هم دور بماند و هر بار كه آبى ها در نتيجه گيرى به بن بست مى رسيدند اين مسأله حتى با برداشت هاى كوتاه تلويزيونى نيز كاملاً پيدا بود.گمانه ها بر سر جنگ علنى اين ۲ نيمكت نشين آبى ها- كه يكى فقط قرار بود تمرين دهنده باشد و ديگرى نظر آخر را مى داد- با بيرون نشاندن محمود فكرى به خواسته مرد هلندى كه از شهرآورد پايتخت شروع شده بود حالت جدى ترى به خود گرفت. كاپيتان باسابقه استقلال هم كه مقبول مرفاوى بود و او هرگز نمى خواست با بيرون آوردن اين بازيكن تيم اش بهم بريزد، از آنجا كه در تفكرات يونگ جايى نداشت به اين خواسته تن داد و ۴ بازى را از روى نيمكت يا سكوها نظاره گر به ميدان رفتن جانشينانش بود.اما درست عكس اين اتفاق در قبال لئونارد كوئيكه كامرونى قرار بود حادث شود. او كه در حضور نزديك به ۲۳ دقيقه اى اش مقابل برق شيراز باعث پيروزى درخشان آبى ها شده بود در بازى بعدى استقلال مقابل سپاهان در اصفهان تنها براى دقايق كوتاهى به بازى رفت و اين اصلاً مطابق ميل و خواسته يونگ نبود. مرد هلندى اعتقاد ويژه اى به مهاجم تنومند كامرونى اش داشت و در صحبت هاى خود پس از شكست آبى ها در نصف جهان، به مرفاوى انتقاد كرده بود كه چرا به او تنها ۲۲ دقيقه بازى داده است.تقابل ۲ مربى تا ديروز همين طور ادامه داشت و هر كدام از طرفين در مصاحبه هاى خود با گفتن اين جمله كه ما مشكلى با هم نداريم به نوعى سعى در تلطيف جو ايجاد شده مابين خود داشتند و به دنبال بروز نكردن اختلافشان به بيرون از تيم و روزنامه ها بودند.اما بازى ديروز آبى هاى تهران و خوزستان محلى براى خودنمايى هر يك از دو طرف دعوا بود. يونگ مى خواست نظرش را به سرمربى جوان تحميل كند و مرفاوى هم هرگز نمى خواست مقابل او كوتاه بيايد تا همچنان مرد اول نيمكت باشد. وقتى ۱۱ بازيكن استقلال به زمين آمدند نگاهى به تركيب اصلى، صلح در تفكرات دو مربى را نشان مى داد. جالب بود؛ استقلال به يكباره تغيير تاكتيك داده و از ۲-۵-۳ سنتى به ۳-۳-۴ روى آورده بود. سيستمى كه ابزار پياده كردنش را نداشت اما براى سازش ۲ مرد نيمكت نشين بالاخره بايد هر طورى كه شده طراحى مى شد.با اجراى اين سيستم هم فكرى در زمين حضور داشت و هم كوئيكه در مثلث تهاجمى حاضر مى شد تا صمد و يونگ طى يك معامله غير مستقيم هر يك خواسته خود را برآورده شده ببينند. اما بايد قبول كنيم كه استقلال بالاخره از اين جنگ و جدل ضرر كرد.درست كه تقابل ۲ مربى با اين معامله مخفى به نوعى پايان داده شد و فعلاً مسكوت ماند اما بهاى اين معامله براى استقلال چه بود؛ خالى شدن ميانه ميدان، ناهماهنگى خط دفاعى استقلال در حساس ترين بازى فصل و در نهايت هدر رفتن ۲ امتيازى كه مى توانست تضمين قهرمانى باشد. شما اسم اين اتفاق را «ضرر» نمى گذاريد؟

چهارشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۶

حقایقی انکار ناپذیر
برای ازدواج کردن لحظه‌اي درنگ نکنید. اگر زن خوبی نصيبتان شود، خوشبخت مي‌گرديد و اگر زن بدی گیرتان
آمد [مثل من] فیلسوف مي‌شويد. " سقراط
bonbast13.com
اگر امروز خواستی و نتوانستی ، که معذوری ... ولی اگر روزی توانستی و نخواستی ، منتظر روزی باش که بخواهی و نتوانی . فردريش نيچه
bonbast13.com
" پول خوشبختی نمي‌آورد ... اما شکل دلپذیرتری از بدبختی را برايتان فراهم مي‌سازد. «اسپايک ميليگان
bonbast13.com
فرق ما با ديوانه ها در اين است که ما در اکثريت هستيم. ميشل فوکو
bonbast13.com
من ستايشگر معلمي هستم که انديشيدن را به من بياموزد نه انديشه ها را. استاد شهید مطهري
bonbast13.com
خردمند به کار خويش تکيه ميکند و نادان به آرزوي خويش . حضرت علي (ع
bonbast13.com
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
حکایت
ملا در روزگار پيري در جمعي مباهات ميكرد كه : قوت من در پيري ابدا با جواني فرق نكرده
گفتند: از كجا ملتفت شدي؟
گفت: سنگي بزرگي در منزل داريم كه در جواني هر چه سعي كردم آنرا از جا حركت دهم ممكن نشد. چند روز پيش هم به اين فكر افتاده ، نتوانستم. نتيجه‌اي كه از اين عمل گرفتم اين بود كه :
قوت من فرقي نكرده است
~S@jj@D~

شنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۸۶

سلام
میخوام در مورد فیلمی بنویسم که این روزها خیلی مخاطب جمع کرده
البته قابل ذکر هست که من نه کارشناس فیلم هستم و نه اونقدر از سینما سرم میشه که بخوام این فیلم رو کارشناسی کنم
فیلم: اخراجی ها
نویسنده و کارگردان : مسعود ده نمکی
Image and video hosting by TinyPic

به نظرمن کارگردان برای بیان حرف خودش از زبان شیرین و دل نشین طنز استفاده کرده و با بهره بردن از بازیگرانی چون اکبر عبدی و امین حیایی به خوبی به این مهم دست یافته
به نظر من مهم ترین پیام این فیلم این بود که ما در زندگی روز مره خود و برای برقراری رابطه با دیگران به ظاهر اونا توجه نکنیم و ظاهر رو ملاکی برای شناختن باطن و شخصیت افراد قرار ندیم
توی یکی دیگه از نماهای این فیلم هم کارگردان میخواست به آب و آتیش زدن عاشق برای رسیدن به معشوق رو به نمایش بزاره
از دید من قوی ترین و تاثیر گزارترن سکانس فیلم اون قسمتی هست که امین حیایی ماسک خودش رو بر میداره روی صورت دختر بچه میزاره
یا او سکانسی که کامبیز دیرباز داوطلبانه به سمت میدان مین میره تا راه رو برای همسنگرای خودش باز کنه
یکی دیگه از سکانس های موفق این فیلم که به بیان روحیه قوی بسیجیان در عملیات ها پرداخته بود اون قسمت بود که همه جمع شده بودند و فرمانه توضیح میداد که چگونه از سیم های خار دار و مینها عبور کنند
وقتی فرمانده از کلمه مینا و سیما استفاده کرد
اکبر عبدی خطاب به فرمانده خود گفت:
قربان مینا و سیما چیطور اومدند اینجا
اینها که نا محرم هستند... مشکل شرعی داره آقای فرمانده


Image and video hosting by TinyPic
این فیلم با تمام نقاط قوتی که داشت نقاط ضعفی هم داشت اما در کل نمره قبولی رو از مخاطبان خود گرفت و بسیاری رو برای دیدن این فیلم به صف گیشه های بلیط فروشی کشاند

چهارشنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۸۶

سراسر فصل را با تكه‌هاي فلزي در زانويش سپري كرده كه نشانه لزوم انجام جراحي ديگري روي پايش بود. با اين وصف بار سنگين انتظارات باشگاه رم و شيفتگانش را زمين نگذاشت و حاضر شد در اين قاب به جدل با رسانه‌هاي ايتاليايي در مورد پشت كردن به تيم‌ملي هم بپردازد
مي‌گويند از آنهايي نيست كه چندان بر مبناي تعقل واكنش نشان دهد. مي‌گويند غريزي عمل مي‌كند. به‌هر حال توتي هرچه است اين فصل را بدل به يكي از دوره‌هاي درخشان و البته غيرمنتظره زندگي‌اش كرده.
رم بالاي جدول سري قرار دارد. بازي‌هاي هيجان‌انگيزي ارائه داده و مي‌تواند در ليگ قهرمانان با عبور از منچستريونايتد پا به مرحله نيمه‌نهايي هم بگذارد
بهترين گلزن كنوني سري است و نمايش‌هاي فانتزي‌اش طرفداران رم را چنان از خود بي‌خود كرده كه او را بالاتر از همه ستاره‌ها قرار داده‌اند. آنها مي‌گويند كريستيانو رونالدو، ديديه دروگبا، زلاتان ابراهيموويچ و دانيل آلوز را فراموش كنيد، اين است فرانچسكو توتي ما
او پس از پايان جام‌جهاني و كسب مقام قهرماني اعلام كرد از تيم‌ملي كناره‌گيري كرده و فقط براي رم به ميدان خواهد رفت. مي‌خواهد پايش را مداوا كند. گروهي او را تمام‌شده خواندند اما تمام نشده.
ليگ قهرمانان و اين روِيا
رويارويي با منچستريونايتد در نيمه‌نهايي ليگ قهرمانان اهميت فراواني دارد
اينجا آوردگاهي است كه توتي مي‌تواند بار ديگر قابليت‌هايش را به رخ بكشد. او در اين فصل شماره 7 تمام‌عيار بود. كسي كه رم را پس از 20 سال برابر ميلان در سان‌سيرو به پيروزي رساند. رم بدون او ليون را در خانه اش دو بر صفر شكست نميداد و پا به مرحله يك چهارم نهايي نميگذاشت
اكنون همه با شوق، كنجكاوي و هيجان به سفر منچستريونايتد به ورزشگاه المپيك رم در چهارشنبه ‌شب مي‌نگرند. طرفداران رم اين نبرد را پس از مصاف تيمشان و ليورپول در فينال جام باشگاه‌هاي اروپاي سال 1984 بزرگ‌ترين مبارزه اروپايي خود مي‌خوانند
آنها مي‌خواهند رم با كاپيتاني توتي، يونايتد بزرگ، باتجربه و البته پرمدعا را شكست دهد
پيروزي بر ليون شب تعيين‌كننده‌اي براي رم بود. در آن ديدار بود كه رمي‌ها به همتايان بزرگ اروپايي‌شان نشان دادند چيزي كمتر از آنها ندارند
چنان كه سر الكس فرگوسن در موردشان گفت
بايد به تيمي كه چنين ماموريت دشواري انجام داده، احترام گذاشت
رم پس از رهاشدن از دغدغه تعقيب اينتر در سري با پيروزي بر ليون به اين بارو رسيد كه ليگ قهرمانان مي‌تواند روِياي دست‌نيافته‌اش را تحقق بخشد و چرا كه نه؟
طي سال‌هاي اخير بسياري از فيناليست‌ها، تيم‌هايي بودند كه طرفداران و كارشناسان شانسي برايشان قائل نمي‌شدند.
بازي مقابل رم آسان نيست. طرح‌هاي لوچيانو اسپالتي چندان قابل پيش‌بيني نيستند. فرانچسكو توتي تك‌مهاجم بزرگ است ولي
هافبك‌هاي پشت سر او هر كدام يك‌پا مهاجم جسور و بي‌باك هستند. تركيب سيمونه پروتا، الساندرو مانسيني برزيلي و رودريگو تادئي خيره‌كننده از آب درآمده. به همين دليل الكس فرگوسن گفته
مهم‌ترين چيز براي ما حلاجي‌كردن تاكتيك‌هايمان بر مبناي نوع بازي‌ آنهاست، در غير اين صورت به جايي نخواهيم رسيد
رم معمولاً تهاجمي بازي مي‌كند و به تكنيك فراوان ستاره‌هايش دل نمي‌بندد ولي نمي‌توان انتظار داشت آنها نوع برنامه خود با ليون را برابر يونايتد تكرار كنند؛ يعني در خانه گلي دريافت نكرده و به گشودن دروازه يونايتد در اولدترافورد بينديش
اما نقش توتي چه خواهد بود؟
خيلي‌ها مي‌گويند او مرد روزهاي سرنوشت‌ساز نيست ولي اين انگاره آن‌قدر مبتني بر واقعيت نيست كه بتوان جدي‌اش گرفت. او 14 سال پيش اولين بازي‌اش را براي رم انجام داد؛ وقتي كه فقط 16 سال داشت. لوچيانو اسپالتي به او ايمان دارد و مي‌گويد
فرانچسكو يگانه است. او نه فقط دروازه‌ها را باز مي‌كند بلكه ده‌ها گل ما با پاس‌هاي حيرت‌انگيز او زده شده‌اند. به او نگاه مي‌كنم و به خود مي‌گويم خدايا مگر او آينه‌اي پشت سرش دارد؟
!بنابراين مهم نيست كه توتي در اين فصل ركورد هدر دادن 6 ضربه پنالتي را بر جاي گذاشته يا اين كه ميشل پلاتيني، رئيس جديد يوفا او را براي پشت‌كردن به تيم‌ملي نكوهش كرده
منچستريونايتد نمي‌تواند بدون هراس از او پا به ورزشگاه المپيك رم بگذارد و همه اين را خوب مي‌دانند

Image and video hosting by TinyPic

~S@jj@D~