سه‌شنبه، مهر ۲۴، ۱۳۸۶

دلاور ايرانى‌ يک‌تنه‌ در برابر اسرائيل‌ و حاميانش
من‌ نژادپرست‌ نيستم‌ بيش‌ از هر بازى‌ به‌ زبان‌ فارسى‌ خدايم‌ را ستايش‌ مى‌کنم‌
دژاگه: من‌ ايرانى‌ام‌ و نبايد به‌ اسرائيل‌ مى‌رفتم‌


Image and video hosting by TinyPic


دين‌ من‌ اسلام‌ است، به‌ خداوند ايمان‌ دارم‌ و پيش‌ از هر بازى‌ به‌ زبان‌ فارسى‌ خدايم‌ را ستايش‌ مى‌کنم، اين‌ آئين‌ من‌ است
اگر هنوز برايتان‌ سئوال‌ است‌ که‌ چگونه‌ يک‌ ملى‌پوش‌ آلمانى‌ دست‌ به‌ چنين‌ کارى‌ مى‌زند اين‌ چند جمله‌ بهترين‌ پاسخ‌ است.اين‌ روزها عدم‌ همراهى‌ تيم‌ملى‌ آلمان‌ در مصاف‌ با رژيم‌اشغالگر قدس‌ اشکان‌ دژاگه‌ را به‌ چهره‌ روز جهان‌ غرب‌ بدل‌ کرده‌ اما اين‌ دلاور ايرانى‌الاصل‌ در برابر همه‌ ناملايمات‌ يک‌ تنه‌ ايستاده‌ و از حق‌ خود کوتاه‌ نمى‌آيد. در اين‌ خصوص‌ او روز گذشته‌ گفتگوى‌ مفصلى‌ را با پايگاه‌ اينترنتى‌ ستاره‌ انجام‌ داده‌ به‌ اختصار بخشى‌ از اين‌ گفتگو را در زير مى‌خوانيد:

آقاى‌ دژاگه، تا يک‌ هفته‌ پيش‌ تنها کارشناسان‌ فوتبال‌ شما را مى‌شناختند اما امروز همه‌ آلمان‌ شما را مى‌شناسند، آيا شما از اين‌ همه‌ حرف‌ و حديثى‌ که‌ به‌ راه‌ افتاده‌ شگفت‌زده‌ شديد؟

بله، البته‌ هرگز احتمال‌ چنين‌ جنجالى‌ را نمى‌دادم، چنين‌ اتهام‌هايى‌ من‌ را بسيار ناراحت‌ مى‌کند، من‌ دشمن‌ هيچ‌ انسانى‌ در روى‌ زمين‌ نيستم، در واقع‌ مى‌خواهم‌ بگويم‌ اشکان‌ دژاگه‌ نژادپرست‌ نيست

پس‌ چه‌ دليلى‌ براى‌ خوددارى‌ از سفر به‌ تل‌ آويو داشتيد؟

بسيار ساده‌ است‌ من‌ علاوه‌ بر يک‌ گذرنامه‌ آلمانى‌ يک‌ پاسپورت‌ ايرانى‌ هم‌ دارم. ايران‌ تاکنون‌ اسرائيل‌ را به‌ رسميت‌ نشناخته‌ و شهروندان‌ ايرانى‌ نيز هيچ‌گاه‌ به‌ اين‌ کشور سفر نمى‌کنند، پس‌ من‌ نيزبه‌ عنوان‌ يک‌ ايرانى‌ از اين‌ قاعده‌ مستثنى‌ نيستم. به‌ همين‌ دليل‌ من‌ ديتر آيلتس‌ (سرمربى‌ تيم‌ 21 ساله‌هاى‌ آلمان) را در جريان‌ قرار دادم

واکنش‌ او چه‌ بود؟

آيلتس‌ تصميم‌ مرا درک‌ کرد، او چند روز بعد به‌ من‌ تلفن‌ زد و گفت‌ به‌ موقعيت‌ من‌ احترام‌ مى‌گذارد و مرا براى‌ بازى‌ برابر اسرائيل‌ فرا نخواهد خواند
روزنامه‌اى‌ ورزشى‌ در ايران‌ (منظور خبرورزشى‌ است) اقدام‌ شما را شجاعانه‌ و قهرمانانه‌ خوانده‌ نظرتان‌ در اين‌ خصوص‌ چيست؟

من‌ نمى‌توانم‌ فارسى‌ بخوانم‌ و بنويسم، تنها به‌ اين‌ زبان‌ صحبت‌ مى‌کنم‌ اين‌ خبر را هم‌ از طريق‌ روزنامه‌هاى‌ آلمانى‌ خواندم

شما در تهران‌ به‌ دنيا آمده‌ايد و در برلين‌ بزرگ‌ شده‌ايد آيا براساس‌ آموزه‌هاى‌ قرآن‌ زندگى‌ مى‌کنيد؟

دين‌ من‌ اسلام‌ است، به‌ خداوند ايمان‌ دارم. پيش‌ از هر بازى‌ به‌ زبان‌ فارسى‌ خدايم‌ را ستايش‌ مى‌کنم، اين‌ آيين‌ من‌ است

تئوسوانسيگر (رئيس‌ فدراسيون‌ فوتبال‌ آلمان) با شما ديدار خواهد کرد، به‌ نظر مى‌آيد اين‌ گفتگو نوعى‌ بازپرسى‌ باشد، آيا شما رفتار فدراسيون‌ فوتبال‌ آلمان‌ در پى‌ عدم‌ حضور در تل‌آويو را منطقى‌ مى‌دانيد؟

به‌ آقاى‌ سوانسيگر هم‌ همان‌ چيزى‌ را خواهم‌ گفت‌ که‌ به‌ شما گفتم. هر کس‌ که‌ با من‌ حرف‌ مى‌زند در مى‌يابد که‌ در من‌ چه‌ مى‌گذرد و به‌ چه‌ فکر مى‌کنم

خانواده‌ شما به‌ اين‌ توفان‌ خشمى‌ که‌ به‌ پا شده‌ چگونه‌ واکنش‌ نشان‌ داد؟

آنها هم‌ همانند من‌ شگفت‌زده‌ بودند. آنها تلفن‌ را از پريز کشيدند و منتظر ماندند تا آبها از آسياب‌ بيفتد. برادرم‌ هم‌ از اين‌ که‌ برخى‌ روزنامه‌ها نوشته‌ بودند او در تهران‌ زندگى‌ مى‌کند و براى‌ باشگاه‌ پيکان‌ بازى‌ مى‌کند، بهت‌ زده‌ شده‌ بود، او در برلين‌ و در کنار پدر و مادرم‌ زندگى‌ مى‌کند

... و حرفى‌ اگر مانده؟


چندى‌ پيش‌ در يک‌ برنامه‌ براى‌ روزنامه‌ باشگاه‌ ولفسبورگ‌ نوشتم‌ که‌ آرزو دارم‌ صلح‌ در تمام‌ دنيا حکمفرما شود. همين‌ و بس

هیچ نظری موجود نیست: