یکشنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۶


هرگز نامردی نامردان را فراموش نمی کنم ...

دلم گرفته...
امان از رفيق بی معرفت...امان از رفيق نامرد...
امان از زيرآب زنی و نارو زدن....
امان از رفيقی که يه جو معرفت و جوانمردی ندارد...امان از رفيق نا رفيق..
********
گمان کردم که با من هم دل ، هم دين ، هم دردی
به مردی با تو پيوستم ندانستم که نامردی...


Image and video hosting by TinyPic

بهش گفتم كه اين چه قيافه‌ايست كه گرفتي؟

مثلا به تو ميگن مرد

مرد بايد ظرفيت داشته باشه... سعه صدر داشته باشه؛ بخند

در جواب گفت :

اگه تو هم از يك نامرد اينجوري مي‌خوردي، ناراحت مي‌شدي

گفتم :

اتفاقا چون طرفت نامرده ، بايد بي‌خيال باشي و آروم بگيري

********
سفر خوش خیر همراهت من از آغاز میلاد تو همراهت سفر کردم

پس از یک عمر دانستم سفر با مردم نامرد دشوار است

سفر با همره نامهربان تلخ است

برو ای بد سفر ای یار نا همرنگ که می گویم:

مبارک باد بر خود این جدایی را

تو را نفرین نخواهم کرد دعایت می کنم با حال دلتنگی که یابی کعبه مقصود و فردایی طلایی را

رفیق نیمه راه من تو قدر من ندانستی درون آب ماهی قدر دریا را نمی داند

********

گريزانم از اين بودم

********

شنبه، مهر ۲۸، ۱۳۸۶

مرد دیر وقت، خسته از کار به خانه برگشت.دم در پسر ۵ساله اش را دید که در انتظار او بود:
- سلام بابا! یک سوال از شما بپرسم؟
- بله حتما چه سوالی؟
- بابا ! شما برای هر ساعت کار چقدر پول می گیرید؟
مرد با ناراحتی پاسخ داد این به تو ارتباطی ندارد.چرا چنین سوالی می کنی؟
فقط می خواهم بدانم.
- اگر باید بدانی بسیار خوب می گویم:۲۰ دلار!
پسر کوچک در حالی که سرش پائین بود آه کشید. بعد به مرد نگاه کرد و گفت: می شود به من ۱۰ دلار
قرض بدهید؟
مرد عصبانی شدو گفت اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال فقط این بود که پولی برای خریدن یک اسباب
بازی مزخرف از من بگیری کاملا در اشتباهی. سریع به اطاقت برگرد و برو فکر کن که چرا اینقدر خودخواه
هستی.من هر روز سخت کار می کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه وقت ندارم.
پسر کوچک آرام به اطاقش رفت و در را بست.
مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد: چطور به خود اجازه می دهد فقط برای گرفتن پول از من چنین
سوالاتی کند؟
بعد از حدود یک ساعت مرد آرام تر شد و فکر کرد که با پسر کوچکش خیلی تند و خشن رفتار کرده شاید
واقعا چیزی بوده که او برای خریدنش به ۱۰ دلار نیاز داشته است.به خصوص اینکه خیلی کم پیش
می آمد که پسرک از پدرش درخواست پول کند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.
- خوابی پسرم؟
- نه پدر، بیدارم.
- من فکر کردم که شاید با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هایم
را سر تو خالی کردم. بیا این ۱۰ لاری که خواسته بودی.
پسر کوچولو خندید، و فریاد زد: متشکرم بابا ! بعد دستش را زیر بالش برد و از آن زیر چند اسکناس
مچاله شده در آورد.
مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته، دوباره عصبانی شد و با ناراحتی گفت:با اینکه
خودت پول داشتی چرا دوباره درخواست پول کردی؟
پسر کوچولو پاسخ داد: برای اینکه پولم کافی نبود، ولی من حالا ۲۰ دلار دارم . آیا می توانم یک ساعت
از کار شما بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ من شام خوردن با شما را خیلی دوست دارم...!!!
*******************
Image and video hosting by TinyPic
*******************
مدت زيادي از تولد برادر ساكي كوچولو نگذشته بود . ساكي مدام اصرار می كرد
به پدر و مادرش كه با نوزاد جديد تنهايش بگذارند
پدر و مادر مي ترسيدند ساكي هم مثل بيشتر بچه هاي چهار پنج ساله
به برادرش حسودي كند و بخواهد به او آسيبي برساند . اين بود كه جوابشان
هميشه نه بود.اما در رفتار ساكي هيچ نشاني از حسادت ديده نمي شد ،
با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم براي تنها ماندن با او روز به روز بيشتر می شد،‌
بالاخره پدر و مادرش تصميم گرفتند موافقت كنند .
ساكي با خوشحالي به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست . اما لاي در باز
مانده بود و پدر و مادر كنجكاوش مي توانستند مخفيانه نگاه كنند و بشنوند . آنها
ساكي كوچولو را ديدند كه آهسته به طرف برادر كوچكترش رفت. صورتش را روي
صورت او گذاشت و به آرامي گفت : ني ني كوچولو ، به من بگو خدا چه جوريه ؟
من داره یادم میره!

جمعه، مهر ۲۷، ۱۳۸۶

سلام
این اسامی رو بخونین بعدش حرف میزنم
ایرانیان مشهور مقیم آمریکا

فرزاد ناظم (شرکت یاهو)
پروفسور علی جوان (کاشف لیزر هلیمی)
امید کردستانی (گوگل)
پیر امیدیار (ای‌بِی e-bay)
پروفسور لطفی‌زاده (استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فازی)
ماریا خرسند (رئیس شرکت اریکسون)
وحید تارخ (مخترع کدهای فضا-زمان در مخابرات)
آندره آغاسی (قهرمان تنیس)
حسین اسلامبلچی(رئيس شرکت مخابرات آمریکا AT&T)
بیژن داوری (معاون ارشد شرکت آی‌بی‌ام)
انوشه انصاری (رئیس موسسه فناوری تل‌کام و حامی مالی جایزه انصاری)
فیروز نادری (مدیر پروژهٔ مریخ‌نورد ناسا)

محمد جمشیدی (استاد دانشگاه و عضو همکار در برخی از پروژه‌های ناسا)
آزیتا ولی‌نیا (استاد فیزیک دانشگاه در آمریکا و عضو پژوهشگران ناسا)
آزاده تبازاده (دانشمند ایستگاه فضایی ناسا)
کریستین امان‌پور (رئیس بخش خبری سی‌ان‌ان در آمریکا)
شهره آغداشلو (بازیگر)
فریار شیرزاد (معاون وزارت بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری آمریکا در کاخ سفید)

کتیا فلک‌شاهی (مدیر شرکت NEA)
بيژن پاكزاد (بزگترين سازندهٔ عطر و طراح لباس جهان)
آسیه نامدار (گوینده اخبار در سی‌ان‌ان)
محسن معظمی (معاون ارشد شرکت سیسکو سیستم)
رودی بختیار (از مجریان خبری در سی‌ان‌ان)
پروفسور عبدالحسن آستانه اصل (استاد دانشگاه برکلی،کالیفرنیا،آمريكا و
محقق ) چگونگی ریزش برجهای دوقلو در حادثه ۱۱ سپتامبر)
منبع سایت ویکی پدیا
حرفی برای زدن نمیمونه ولی کاش یه کم بیشتر قدر داشته هامون و میدونستیم
اسم این قسمت و میخواستم بزارم بدون شرح ولی خیلی دلم سوخت گفتم یه چیزی بگم
فقط آدم میتونه بگه حیف
یه سری یه مطلب دو قسمتی نوشتم به عنوان علم بهتر است یا ورزش این اسامی رو کاش همون موقع داشتم
انشاالله که موفق باشن
همین...!

چهارشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۶

سلام
حاله شما خوبه؟
یه مدت طولانی بود که مطالب سایت به طور کامل به ورزش مخصوصا فوتبال اختصاص داده بودم
توی این مدت تعداد کامنت ها نشون داد که مخاطب ها زیاد با مطالب ورزشی حال نکردند
باشه...
من تسلیم هستم
فعلا ورزش تعطیل هست
نه که کلا نباشه ها... کمتر

مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن
جایزه یک میلیون دلاری را دارد
۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟
الف) ۱۱۶ سال
ب ) ۹۹ سال
ج ) ۱۰۰ سال
د ) ۱۵۰ سال
او نمیتواند به این سوال جواب دهد
۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟
الف) برزیل
ب) شیلی
ج) پاناما
د)اکوادور
حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند
۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟
الف) ژانویه
ب) سپتامبر
ج) اکتبر
د) نوامبر
این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند
۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟
الف) ادر
ب) آلبرت
ج) جرج
د) مانوئل

خوب بقیه حضار باید به دادش برسند
۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟
الف) قناری
ب) کانگارو
ج) توله سگ
د) موش

در اینجاست که شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف میده

اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه ی جوابها را میدانید و به این بنده ی خدا هم کلی
خندیدید بهتره اول جوابها را بخوانید
۱ـ جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول کشید (۱۳۳۷ـ۱۴۵۳)
۲ـ کلاه پاناما در اکوادور تولید میشه
۳ـ انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته میشه
۴ـ اسم شاه جرج .آلبرت بوده که بعد از به سلطنت رسیدن به جرج تغیر یافت
۵ـ توله سگ .اسم لاتین آن
insularia canaria یعنی جزایر توله سگ

سه‌شنبه، مهر ۲۴، ۱۳۸۶

دلاور ايرانى‌ يک‌تنه‌ در برابر اسرائيل‌ و حاميانش
من‌ نژادپرست‌ نيستم‌ بيش‌ از هر بازى‌ به‌ زبان‌ فارسى‌ خدايم‌ را ستايش‌ مى‌کنم‌
دژاگه: من‌ ايرانى‌ام‌ و نبايد به‌ اسرائيل‌ مى‌رفتم‌


Image and video hosting by TinyPic


دين‌ من‌ اسلام‌ است، به‌ خداوند ايمان‌ دارم‌ و پيش‌ از هر بازى‌ به‌ زبان‌ فارسى‌ خدايم‌ را ستايش‌ مى‌کنم، اين‌ آئين‌ من‌ است
اگر هنوز برايتان‌ سئوال‌ است‌ که‌ چگونه‌ يک‌ ملى‌پوش‌ آلمانى‌ دست‌ به‌ چنين‌ کارى‌ مى‌زند اين‌ چند جمله‌ بهترين‌ پاسخ‌ است.اين‌ روزها عدم‌ همراهى‌ تيم‌ملى‌ آلمان‌ در مصاف‌ با رژيم‌اشغالگر قدس‌ اشکان‌ دژاگه‌ را به‌ چهره‌ روز جهان‌ غرب‌ بدل‌ کرده‌ اما اين‌ دلاور ايرانى‌الاصل‌ در برابر همه‌ ناملايمات‌ يک‌ تنه‌ ايستاده‌ و از حق‌ خود کوتاه‌ نمى‌آيد. در اين‌ خصوص‌ او روز گذشته‌ گفتگوى‌ مفصلى‌ را با پايگاه‌ اينترنتى‌ ستاره‌ انجام‌ داده‌ به‌ اختصار بخشى‌ از اين‌ گفتگو را در زير مى‌خوانيد:

آقاى‌ دژاگه، تا يک‌ هفته‌ پيش‌ تنها کارشناسان‌ فوتبال‌ شما را مى‌شناختند اما امروز همه‌ آلمان‌ شما را مى‌شناسند، آيا شما از اين‌ همه‌ حرف‌ و حديثى‌ که‌ به‌ راه‌ افتاده‌ شگفت‌زده‌ شديد؟

بله، البته‌ هرگز احتمال‌ چنين‌ جنجالى‌ را نمى‌دادم، چنين‌ اتهام‌هايى‌ من‌ را بسيار ناراحت‌ مى‌کند، من‌ دشمن‌ هيچ‌ انسانى‌ در روى‌ زمين‌ نيستم، در واقع‌ مى‌خواهم‌ بگويم‌ اشکان‌ دژاگه‌ نژادپرست‌ نيست

پس‌ چه‌ دليلى‌ براى‌ خوددارى‌ از سفر به‌ تل‌ آويو داشتيد؟

بسيار ساده‌ است‌ من‌ علاوه‌ بر يک‌ گذرنامه‌ آلمانى‌ يک‌ پاسپورت‌ ايرانى‌ هم‌ دارم. ايران‌ تاکنون‌ اسرائيل‌ را به‌ رسميت‌ نشناخته‌ و شهروندان‌ ايرانى‌ نيز هيچ‌گاه‌ به‌ اين‌ کشور سفر نمى‌کنند، پس‌ من‌ نيزبه‌ عنوان‌ يک‌ ايرانى‌ از اين‌ قاعده‌ مستثنى‌ نيستم. به‌ همين‌ دليل‌ من‌ ديتر آيلتس‌ (سرمربى‌ تيم‌ 21 ساله‌هاى‌ آلمان) را در جريان‌ قرار دادم

واکنش‌ او چه‌ بود؟

آيلتس‌ تصميم‌ مرا درک‌ کرد، او چند روز بعد به‌ من‌ تلفن‌ زد و گفت‌ به‌ موقعيت‌ من‌ احترام‌ مى‌گذارد و مرا براى‌ بازى‌ برابر اسرائيل‌ فرا نخواهد خواند
روزنامه‌اى‌ ورزشى‌ در ايران‌ (منظور خبرورزشى‌ است) اقدام‌ شما را شجاعانه‌ و قهرمانانه‌ خوانده‌ نظرتان‌ در اين‌ خصوص‌ چيست؟

من‌ نمى‌توانم‌ فارسى‌ بخوانم‌ و بنويسم، تنها به‌ اين‌ زبان‌ صحبت‌ مى‌کنم‌ اين‌ خبر را هم‌ از طريق‌ روزنامه‌هاى‌ آلمانى‌ خواندم

شما در تهران‌ به‌ دنيا آمده‌ايد و در برلين‌ بزرگ‌ شده‌ايد آيا براساس‌ آموزه‌هاى‌ قرآن‌ زندگى‌ مى‌کنيد؟

دين‌ من‌ اسلام‌ است، به‌ خداوند ايمان‌ دارم. پيش‌ از هر بازى‌ به‌ زبان‌ فارسى‌ خدايم‌ را ستايش‌ مى‌کنم، اين‌ آيين‌ من‌ است

تئوسوانسيگر (رئيس‌ فدراسيون‌ فوتبال‌ آلمان) با شما ديدار خواهد کرد، به‌ نظر مى‌آيد اين‌ گفتگو نوعى‌ بازپرسى‌ باشد، آيا شما رفتار فدراسيون‌ فوتبال‌ آلمان‌ در پى‌ عدم‌ حضور در تل‌آويو را منطقى‌ مى‌دانيد؟

به‌ آقاى‌ سوانسيگر هم‌ همان‌ چيزى‌ را خواهم‌ گفت‌ که‌ به‌ شما گفتم. هر کس‌ که‌ با من‌ حرف‌ مى‌زند در مى‌يابد که‌ در من‌ چه‌ مى‌گذرد و به‌ چه‌ فکر مى‌کنم

خانواده‌ شما به‌ اين‌ توفان‌ خشمى‌ که‌ به‌ پا شده‌ چگونه‌ واکنش‌ نشان‌ داد؟

آنها هم‌ همانند من‌ شگفت‌زده‌ بودند. آنها تلفن‌ را از پريز کشيدند و منتظر ماندند تا آبها از آسياب‌ بيفتد. برادرم‌ هم‌ از اين‌ که‌ برخى‌ روزنامه‌ها نوشته‌ بودند او در تهران‌ زندگى‌ مى‌کند و براى‌ باشگاه‌ پيکان‌ بازى‌ مى‌کند، بهت‌ زده‌ شده‌ بود، او در برلين‌ و در کنار پدر و مادرم‌ زندگى‌ مى‌کند

... و حرفى‌ اگر مانده؟


چندى‌ پيش‌ در يک‌ برنامه‌ براى‌ روزنامه‌ باشگاه‌ ولفسبورگ‌ نوشتم‌ که‌ آرزو دارم‌ صلح‌ در تمام‌ دنيا حکمفرما شود. همين‌ و بس

جمعه، مهر ۲۰، ۱۳۸۶

استقلال - پرسپولیس
باور كنیم كه این بازی فراتر از سه امتیاز دارد...!


Image and video hosting by TinyPic

تا چند روز دیگر یکی از حساس­ترین بازی­های لیگ انجام خواهد شد؛ داربی معروف پایتخت بین تیم­های استقلال و پرسپولیس. اگر به امتیازات دو تیم را نگاه کنیم می­بینیم که حساسیت بازی امسال نسبت به بازی­های سال قبل دوچندان است. پرسپولیسی­ها که با 20 امتیاز در صدر جدول جا خوش کرده­اند برای جدا شدن از جمع تعقیب­کنندگان سمج به خصوص سپاهان دوست دارند برنده ی داربی باشند البته قطعا نتیجه­ی تساوی هم آنها را راضی می کند. اما استقلال که با 9 امتیاز در رده­ی نازل نهم جدول قرار دارد برای جلوگیری از سقوط بیشتر و راضی کردن هوادارانش مجبور است که این بازی حیثیتی را ببرد. در واقع داربی امسال برای آبی­های تهران حکم مرگ و زندگی را دارد. ناصر حجازی سرمربی استقلال می­داند که اگر تیمش این بازی را هم ببازد کاسه­ی صبر فتح­الله­زاده لبریز خواهد شد و او دیگر نمی­تواند هیچ عذری را بپذیرد. حتی مساوی هم برای ناصرخان باخت تلقی می­شود. سه باخت و سه تساوی از هشت بازی برای تیمی که با ادعای قهرمانی وارد لیگ شد کارنامه­ی خوبی نیست که هیچ بلکه تاکنون سابقه هم نداشته­است. پس برد در این بازی برای آبی­های مغرور بیش از سه امتیاز دارد

Image and video hosting by TinyPic

همیشه قبل از داربی همه­ی عوامل دو تیم متفق­القول می گویند این بازی هم مانند بقیه­ی بازی فقط سه امتیاز دارد. اما همه­ی آنها به خوبی می­دانند که دارند دروغ می­گویند. اگر به گفته­های بازیکنان و مربیان دو تیم نگاه کنیم می­بینیم که این بازی اصلا مثل بازی­های دیگر نیست. سپهر حیدری، محمد نصرتی، محسن خلیلی، نیکبخت واحدی، شیث و ... از پرسپولیس یا قول گلزنی داده­اند و یا گفته­اند که بهترین بازی­شان را انجام می­دهند. این مساله در مورد بازیکنان استقلال نظیر برهانی، مجیدی، قربانی، صادقی و منیعی هم صدق می­کند. مربیان دو تیم هم بیکار ننشسته­اند، افشین قطبی که تازگی­ها کشف کرده­است (نمی­دانیم قطبی این مهم را طوطی وار و به تنهایی کشف کرده­است یا کسی هم کمکش کرده­است؟!) که فوتبال ایران بین­المللی و حرفه­ای است تیم خود را برنده داربی می­داند، گویا هنوز نمی­داند که فوتبال حرفه­ای و در عین حال بی­در و پیکر کشور ما سالی است که رییس ندارد و تا چند ماه آینده هم قرار نیست که داشته باشد. از آن طرف ناصرخان هم با باخت مقابل سپاهان همچنان روحیه­ی بازیکنان خسته و دائما مصدومش را عالی می­داند و دائما می­گوید ما پیروزیم

Image and video hosting by TinyPic

با این تفاسیر واقعا شک می­کنیم به گفته­ی دوستان سرخابی که آیا واقعا این بازی سه امتیاز دارد؟آیا زمان آن نرسیده است که بیاییم صادقانه به همگان اعتراف کنیم كه این بازی فراتر از سه امتیاز دارد

جمعه، مهر ۱۳، ۱۳۸۶

!...ناصر خان مزاح می فرمایند
ناصر حجازی شخصیت چندان پیچیده ای ندارد. یک فرد رک که حرفش را می زند. می گویند همین رک بودنش باعث شد تا سالیان سال از سطح اول فوتبال ایران دور باشد. این روزها استقلال به زمین گرم خورده است. هفته به هفته منتظر یک روزنه روشن ماندیم اما تا امروز خبری نیست. از ناصر خان حمایت ها کردیم. در تاریک ترین زمان ممکن برای دوستان روزنه ای خیالی از روشنی و خوشبختی ساختیم تا شاید روزهای اوج استقلال فرا برسد. اما هر روز دریغ از دیروز. صبر ایوب آن چیزی است که این روزها در چنته نداریم. به دنبالش بودیم اما خریدنی نیست که نیست! حکایت این روزهای استقلال بسان همان بازی قدیمی مار و پله است! استقلال تا خانه آخر می رسد اما با یک نیش کوچک دوباره به همان نقطه آغاز خوانده می شود. از بخت بد ناصر حجازی جفت شش های تاس این بازی هم ستاره سهیل شده اند. حمایت کردیم. از نام استقلال. از یک قطب بزرگ فوتبال ایران. از پر افتخار ترین تیم ایران در میادین بین الملل. از یکی از موفق ترین تیم های سالهای اخیر. امیدوار بودیم. به رسیدن به نقطه پایان بازی مار و پله. نشان به آن نشان که هر هفته را یک نقطه آغاز و یک شروع برای استقلال خواندیم. نشان به آن نشان که گفتیم استقلال کمی وقت می خواهد تا به روزهای طلایی خود برسد. اما از بخت بد ما نه استقلال تا امروز جفت شش رو کرده و نه وقت مرحمی بوده است. اما قصد داشتیم که باز هم حمایت کنیم. دستها را به نشانه موفقیت بالا برده و پرچم های آبی را با افتخار به رقص در آوریم. اما این روزها ناصر خان
حجازی به هواداران استقلال پشت کرده است. نگاهی تلخ می اندازد و رویش را از آنها بر میگرداند

Image and video hosting by TinyPic

ناصر حجازی هر چند به شوخی اما اظهار داشته است که استقلال از رده پانزدهم پایین تر نمی رود. اما ای کاش از قدیم نمی گفتند که حرف دلت را به شوخی بزن! ناصر خان باید بهتر از هر شخص دیگری بداند که میلیون ها هوادار استقلال می توانند در یک روز سرنوشت صندلی سرمربیگری استقلال تهران را عوض کنند. کاری که در تاریخ فوتبال ایران ثبت شده است. اگر ناصر خان حجازی دلش به پشتیبانی های مدیرعامل باشگاه استقلال خوش است، یا تفکراتی از بیخ و بن ساده دارد و یا خودش را پشت دیوار منتهی با واقعیت پنهان کرده است. ناصر خان حجازی باید بهتر از هر شخص دیگری بداند که وقت چندانی ندارد. شمارمش معکوس آغاز شده است. چه ما بسان هفته های گذشته کاغذ را کلمات مثبت و در راستای حمایت سیاه کنیم و چه سکوت اختیار کرده و منتظر رسیدن موج ها خشمگین اعتراض باشیم.

:منبع abieteh.com