یکشنبه، دی ۰۲، ۱۳۸۶

دستکش هایی برای تمام فصول
...بازي ذوب‌آهن و استقلال در قالب جام حذفي به پايان رسيد. استقلال برنده شد و به دور بعد صعود كرد ولي
ولي اين بازي فقط به معناي راه‌يابي استقلال به مرحله بعد نبود
در اين بازي مي‌شد صداي يك فرياد را شنيد
Image and video hosting by TinyPic
اين منم ........ وحيد طالبلوهمان وحيدي كه در ليگ پنجم و در بازي برگشت با سپاهان، پنالتي دقايق آخر بازي رسول خطيبي را دفع كردم و تيمم دو بر يك برنده شد و در نهايت قهرمان ...همان وحيدي كه قرمزها را در دربي برگشت ليگ ششم در برابر يك استقلال بحران‌زده ناكام گذاشت ....همان وحيدي كه به پيشنهاد اغواكننده قرمزها پشت كرد
هواداران بعد از بازي با نفت آبادان خطاب به فيروز اسم وحيد را صدا زدند چون وحيد خود را گم‌شده مي‌پنداشتند. فيروز و هواداران چه خوب مي‌دانستند كه وحيد اين‌گونه خود را مي‌يابد. بگذار آن كارشناس اين كار را تحقير بنامد ولي ما مي‌دانستيم كه فلسفه آن چيزي بود كه در بازي امروز به آن رسيديم.
وحيد عزيز
مي‌خواهيم ثابت كني كه دروازه‌باني تيم ملي حق تو بوده.
مي‌خواهيم ثابت كني كه اگر در همان يكي دو بازي تيم ملي كه نوبت به تو رسيد و تو ندرخشيدي به دليل اين بوده كه قبلي‌ها به تو فرصت درخشيدن ندادند
مي‌خواهيم اين بار تو را نود دقيقه درون دروازه ببينيم و نه اينكه فقط براي دفع پنالتي‌ها تعويض شوي و خوب هم مي‌دانيم كه قدرتش را داري و اين را به ما ثابت كرده‌اي
در بازی با ذوب آهن وحيد يك دروازه‌بان نبود. يك ((تيم)) بود
آرین اسپرت

هیچ نظری موجود نیست: